رحم على خان ايمان

73

منتخب اللطائف ( فارسى )

صاحب مرآة جهان‌نما در پانصد و هشتاد و دو از اين جهان درگذشت . « 1 » استاد غرّاست . وى راست : صبر با عشق بس نمىآيد * يار فريادرس نمىآيد بىغمى خوش ولايتى است ولى * زير فرمان كس نمىآيد اين قطعه در طلب باده به خواجه اسفنديار كه صاحب اقتدار بود نوشته است : خواجه اسفنديار مىدانى * در چه رنجم ز چرخ رويين‌تن من نه سهرابم و ولى با من * رستمى مىكند دى و بهمن خرد زال را بپرسيدم * حالتم را چه حيلت است و چه فن گفت افراسياب وقت شوى * گر به دست آورى از آن دو سه من بادهء چون دم سياووشان * سرخ نى تيره چون چهِ بيژن گر فرستى تويى فريدونم * ورنه آن‌گه نعوذ باللّه من همچو ضحّاك در گلو پيچم * مارهاى هجات در گردن اثير الدّين اخسيكتى اوستاد اثير الدّين متوطّن اخسيكت من اعمال فرغانه است . معاصر سلطان اتابك ايلدگز بود . در ميدان سخن قصبة السّبق از معاصران مير بود . صد بار وجود را فرو بيخته‌اند * تا همچو تو صورتى برانگيخته‌اند سبحان اللّه ز فرق سر تا پايت * در قالب آرزوى من ريخته‌اند * بر من چو فراق آن بهشتى گذرد * روزم به فغان ، شبم به زشتى گذرد دور از تو چنان اشك ز چشمم ريزد * كز تاركم آسمان به كشتى گذرد « 2 » ابو بكر كرمانى از حكماء قدماست . وى راست : در محنتم آن زلف « 3 » جهان‌سوز افكند * واندر الم « 4 » آن رخ دل‌افروز افكند من روى تو را به خواب ديدم يك شب * آن شب صنما مرا بدين روز افكند ابو اللّيث ابهرى از قدماست . وى راست :

--> ( 1 ) . در تاريخ مرگ انورى اقوال مختلف ديگر نيز وجود دارد . ( 2 ) . اشعارى از وى در لباب الالباب 2 / 226 آمده است . ( 3 ) . آتشكدهء آذر 122 : آن جان . ( 4 ) . آتشكدهء آذر : غمم .