رحم على خان ايمان

74

منتخب اللطائف ( فارسى )

بىچاره دلم چو محرم راز نيافت * واندر قفس جهان هم‌آواز نيافت در سايهء زلف خوبرويى گم شد * تاريك شبى بود ، كسش باز نيافت اثير الدّين ابهرى از كاملان نيكوست . « 1 » از اوست : تا كى مدد نفس بدآموز كنم * خلقى ز وجود خود غم‌اندوز كنم من بعد برآنم كه به قرصى چو فلك * روزى به شب آرم « 2 » و شبى روز كنم اسعد سعد الدّين اسعد از قدماست . « 3 » وى راست : روى دل اين دلشده جز سوى تو نيست * دل را تن و جان به جاى يك موى تو نيست « 4 » بىچاره دل « 5 » خون شده را وقت سرشك * از ديده گذر باشد و از روى تو نيست اوحد الدّين كرمانى حضرت اوحد الدّين كرمانى ، مريد شيخ ركن الدّين سجاسى است . سلسله‌اش به شيخ ابو النّجيب سهروردى قدّس سرّه مىرسد و او در شهود حقيقت توسّل به مظاهر صورى مىگرفت . معاصر شمس تبريز و شيخ شهاب الدّين سهروردى است . از اكمل اولياست . « 6 » وى راست :

--> ( 1 ) . مجالس النّفايس 322 : ابو عمرو اثير الدّين مفضّل بن عبّاس ابهرى ، در عهد هلاگو خان درگذشت . او در علم حكمت سرآمد دهر بود و كتاب : كشف حكمت ، هدايت حكمت ، محصول ، زبده ، اشارات و بيان را تصنيف كرده . اين رباعى از اوست : مسكين دل من چو محرم راز نيافت * واندر قفس جهان هم‌آواز نيافت اندر سر زلف ماهرويى گم شد * تاريكى شب بود ، كسش باز نيافت دهخدا : اثير الدّين مفضّل بن عمر ، فيلسوف ايرانى ، از مردم ابهر قزوين يا اصفهان بود . به سال 661 يا 663 وفات يافت . از او آثار متعدّدى در فلسفه و منطق باقىمانده است . از جمله : ايساغوجى ، هداية الحكمة ، تنزيل الافكار فى تعديل الاسرار ، نكت فى علم الجدل و . . . ( 2 ) . متن : آريم . تصحيح شد . ( 3 ) . روز روشن 47 : حكيمى بود نجّارى حرفه . ( 4 ) . متن : دل در تن و جان بجاز گيسوى تو نيست . مطابق با روز روشن نوشته شد . ( 5 ) . متن : دلم . از روز روشن تصحيح شد . ( 6 ) . مجمع الفصحا 1 / 60 : وفاتش در سنهء 536 روى داده است . فرهنگ سخنوران اين تاريخ را 635 نوشته است . رياض العارفين 47 ، مثنوى مصباح الارواح را متعلّق به او مىداند و ابيات زير را از آن مثنوى آورده است : تا جنبش دست هست مادام * سايه متحرّك است ناكام چون سايه ز دست يافت مايه * پس نيست خور اندر اصل سايه هست است وليك هست مطلق * نزديك حكيم نيست جز حق هستى كه به حق قوام دارد * او نيست وليك نام دارد بر نقش خود است فتنه نقّاش * كس نيست در اين ميان ، تو خوش باش در رياض العارفين چند رباعى نيز از وى آمده است .