عبد الهادي بن محمد بن محمود بن ابراهيم مراغى
49
منافع حيوان ( فارسى )
و مواقع مختلف بىاندازه باشد ، و اغلب مرغان چون بر خايه نشينند ، و قمر از آن برج كه باشد با نهم افتد كه خانهء انتقال است ، و آن هشت برج تمام باشد ، دويست و چهل درجه و با نهم افتاده ، و آن نوزده دور است . بعد از درجات باقى تا در او زندگانى باشد ، هر درجهاى يك ماه ، و آن صد و بيست ماه باشد ده سال ، و تفاوت زيادت و نقصان ، خداى تعالى داناتر است . امّا اين حكم طبيعى است ، و از جانوران هست كه عمرشان يك سال تمام تمام نباشد ، و بر آن قياس كه گفتيم عطيّهء عمر با ماه و روز افتد به وقت خلقت مردم از بهر افراط تركيب مردم معدهها و ثقبهها پيدا آمد ، و از بهر آنك گوهر آتش طلب مركز خويش كند ، و هوا همچنين بالا گيرد ، اجزاى لطيف آن بخارها سوى سر كند ، و آنچه سنگى بود هبوط گيرد و به دست و عورت و پيش و پس رسيدن ، و نور چشم در نورهاى عالم نگريد و بگسترد ، بر فراخى محيط باشد ، از دو جانب بتوان ديدن . و گوش از بهر آنك عزمى [ 6 ر ] سطبر است و از اصطكاك حرفها به يكديگر ادراك توان كرد مانند آواز چندانك هوا به در اندازد از دورى و نزديكى به سمع رسد ، و جسم را اين جنس به كار نيست ؛ و بينى نيز آنچ هوا به دو رساند آن مايه نتواند بوييدن و بدانستن ؛ و موى از سستى گرما كه بر او ظاهر شد سياه آمد ؛ و ناخن از بهر نقصان حرارت و حركت و افراط ترى سپيد گشت . و آنك موى مردم بعد از سياهى سپيد گردد ، آن است كه غذاهاى مختلف خورند . و حيوانات را غذا جنسى معدود است و تركيب پست است ، بدين جهت موى ايشان سپيد نشود ، و چون غذاى كودك قوى نبود و