عبد الهادي بن محمد بن محمود بن ابراهيم مراغى
50
منافع حيوان ( فارسى )
گرمى ناقص آمد و ترى مفرط ريش برنيامد تا آنگاه كه نطفه غلبه گرفت و حرارت مفرط شد . و هم از افراط در اوّل دندان نبود تا چون نطفهء ماده ترى يافت از قوّت غذا . و از بعد بلوغ چون دندان بيفتد و گرمى و ترى را بيرون آرد و جاى غذاى او خشك شود ، ديگرباره بر نتواند آمدن ، و از افراط خشكى بر كف دست و زير قدم موى نرست ، و انگشتان « 1 » شكافته شدن از افراط خشكى چون شاخ درخت . و پستان زنان چون پستان مردان است ، ليكن از بهر شهوت زن كه مفرط بود بر سينهء او ظاهر آمد و بزرگ شد ؛ و آلات جسمانى همه جانوران دارند بر اندازه و طبقهء خويش ، ليكن شرف مردم از نفس لطيف آمد ، و جوهرى است بسيط روحانى زنده به ذات ، داننده به قوّت ، كننده به طبع ، پذيرنده به مادّت ، دريابنده به حسّ و وهم ، جويندهء نفسهاى كلّى ، ليكن كامل نيست كه وجود او بعد از عقل فعّال است ، و از بهر آنك نفس اندر تاريكى جسم است ، و ميل او به شهوتها و لذّتها درمانده باشد ، علوم و معارف به تدريج در [ 6 پ ] تواند يافتن ، چندانك طبع لطيفتر مىشود و از خواب غفلت بيدار همىگردد ، نور عقل به دو مىپيوندد و بدان اندازه در تواند يافتن از ديرى و زودى . و در حركت نفس انتقالى نيست كه در جاى خويش بگردد ، بل مانند دورقگرى است بر نقطهء مركز ؛ و نفس حيوان تمام بنياد بر دو قسمت است : راست و چپ . حركت در راست است . [ خداى ] تعالى بر همه آفريدههاى خويش و افعال و حركات مخلوق مطّلع است و هيچ بر او پوشيده نماند از اندك و بسيار . [ 7 ر ]
--> ( 1 ) . « انگسان » در متن بىنقطه است .