سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )
29
مذكر احباب ( فارسى )
بيت اگر به صدر جلالم برند سر نفرازم * وگر به صف نعالم كشند عار ندارم و مدام « « 24 » » در بزم وصال مولانا جام مالامال نوش كرده « « 25 » » به اين مقال خوشحالى مىنمود : « « 26 » » بيت چو مولاناست جامى مست عشقت * تو با رخسار رخشان شمس تبريز و حضرت اعلى بعد از وفات مولانا به اعزّه و مخاديم عظام ملاقات مىكرد « « 27 » » به افاده و استفاده مشغول مىبود ، و به درويشان زمان مصاحبت مىنمود بتخصيص به حضرت مرشد زمان و مقتداى دوران ، قاسم « « 28 » » شيخ عزيزان - سلمه الله و ابقاه « « 29 » » - كه نفى وجود و بذل موجود را به مرتبهاى رسانيدهاند « « 30 » » كه به خارق عادت محمول شده و لبتشنگان بوادى « « 31 » » احتياج را از زلال عاطفت سيراب گردانيده در دفع حاجات و رفع درجات ايشان سعى بليغ به تقديم مىرسانند و به ذات ملكى صفات خود سبب وصول محرومان وادى حرمان به مسالك طريقت و ممالك حقيقت مىگردند و خانقاه عاليشأن ايشان از معنى كريمهء « وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً » « « 32 » » نشان داده دار الأمان اهل زمان است كه در جوار بلدهء طيبهء كرمينه واقع است . و محدّث بىثانى و مفسّر سبع المثانى خواجه صفاهانى « « 33 » » گفته است : بيت لوحش اللّه ز آبِ كرمينه * مى جنّت شرابِ كرمينه و اين فقير حقير تاريخ خانقاه ايشان را چنين گفته : بيت ساخت قطب زمانه خانقهى * كز شرف كعبه شد بر اهل جهان « « 34 » » كلك صنع از براى تاريخش * زد رقم خانقاهِ قطبِ زمان مدّتى فقير در جوار فيض آثار ايشان مىبود و آثار « « 35 » » « التعظيم لامر الله و الشفقة على خلق الله » را پيوسته از ايشان مشاهده مىنمود . اكنون سغد به يمن مقدم خير آثار آن جناب « « 36 » » به سواد اعظم مفاخرت مىنمايد . و در شرح كرمانى مسطور است كه « جنان الأرض اربعة ، ابلّة ،
--> ( 24 ) . K , P پيوسته ( 25 ) . P نوشيده ( 26 ) . P خوشحال مىبوده ( 27 ) . P ملاقات كرده ( 28 ) . K قاسم ، P قائم ( 29 ) . P نور مرقده ( 30 ) . P رسانيده ( 31 ) . P وادى ( 32 ) . آل عمران ( 3 ) 97 ( 33 ) . P اصفهانى ( 34 ) . P براى جهان ( 35 ) . P و معنى ( 36 ) . P قدم آن جناب