سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )
30
مذكر احباب ( فارسى )
البصرة و غوطة دمشق و سغد سمرقند و شعب بواّن ، و اختلف بانّه هو شعب بوّان كرمان او شعب نوبندجان فى الفارس » « « 37 » » . آب و هوايش نيكوست و سكّانش همه متّقى و صلاحدوست . مثنوى « « 38 » » سغد مكانى است چو خلد برين * مردم او خوبتر از حور عين شاخ بشاخ است درختان او * ازلفة الجنّة للمتّقين و حضرت شيخ نظر قبول از حضرت شيخ خدايداد يافتهاند و ايشان از اهل خرسنگاند و به فقر و فنا شهرت عظيم دارند ، روزى از حضرت شيخ جمال الدين سايلى « « 39 » » از معنى فنا سئوال كرد و ايشان فرمودهاند كه فردا پيشين بيا تا جواب شنوى . چون وقت موعود شده « « 40 » » خدمت مولانا خدايداد از ماوراء النهر به هرى همان زمان به خدمت شيخ رسيده اندر لباسى كه آثار فنا از ايشان ظاهر بوده . چون اهل مجلس منتشر شدهاند آن سايل برخاسته و جواب طلبيده ، ايشان فرمودهاند كه من فنا را به تو نمودم « « 41 » » تو هنوز از من مىپرسى ، و شيخ مجاهده « « 42 » » بسيار كشيده به دولت مشاهده رسيدهاند و كسى را در كمال ايشان سخن نيست و سند سلسلهء جهريهاند ، و همّت عالى ايشان در مرتبهاى بوده كه از جاده تقرير « « 43 » » بيرون است و از ماده تحرير افزون . و هر سال خود را تاراج مىكردهاند . گويند : روزى در منزل قاضى آل - كه بغايت همّت مشهور است - نزول نمودهاند ، قاضى هزار من گندم به سنگ شافركام به ايشان نياز كرده ، فرمودهاند كه قاضى اظهار همّت مىكند بدان متاع سر فرونياورده مجموع را به پيرهزنى بخشيدهاند و قدم در وادى استغنا نهادهاند . نظم ايكى عالم نقديفه اينمانينك باشى * بارك اللّه همّت عالى استغنا سيفه گاهى درر واردات « « 44 » » را در كسوت نظم ادا مىكردهاند و اين مطلع از ايشان است : بيت هر بندهاى كه در صبح از جان كشيد آهى * بگشاد سوى حقّش زان آه شاهراهى قاسم شيخ مريد حضرت خواجه ملاى نورى بودند و بعد از ايشان به مولانا ولى كوه زرى انابت كردند ، « « 45 » » و ايشان مريد حضرت خادم شيخ ، و ايشان مريد حضرت شيخ مودود ، و ايشان
--> ( 37 ) . P او اندجان فى القدس ( 38 ) . K , P لمؤلفه ( 39 ) . P سبطى ( 40 ) . P آمده ( 41 ) . P نمودهام ( 42 ) . P و شيخ خدايداد در مجاهده ( 43 ) . P گفتن ( 44 ) . P در آداب ( 45 ) . P و به حضرت خواجه ملاى نورى كه خليفهء شيخ خدايداد است انابت نموده و بعد از ايشان مريد شيخ خدايداد است و ايشان مريد حضرت شيخ جمال الديناند