سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )
16
مذكر احباب ( فارسى )
گويند : « « 48 » » وقتى كه به فتح قوم هزاره « « 49 » » توجّه مىنمودهاند غزلى تركى گفته به شيخ الاسلام هرى « « 50 » » 16 و قاضى اختيار 17 فرستادهاند . و اين بيت از ان غزل است : بيت تينگرى عنايتى پله قوم هزاره نى * انداق قيلاى كه تجربه بولسون هزارغه و جناب قاضى اختيار تركى نمىدانسته ، حضرت خان به جهت او « « 51 » » نصاب تركى تصنيف نمودهاند . و در نواحى مرو در قريهء محمودى در سنّ شصت و سه ، روز جمعه شهر رمضان المبارك در سال نهصد و شانزده در جنگ سرخ كلاه 18 شهيد شده . « « 52 » » لمؤلّفه حضرتِ خاقانِ سعيدِ شهيد * شَهدِ شهادت به سعادت چشيد و از حروف « « 53 » » « سرخ كلاه » 19 تاريخ شهادتش « « 54 » » معلوم مىشود . اللهمّ أمطر سحائب العفو و الغفران و الرحمة و الرضوان على مشهد الخان العاليشأن . اين دعا را ز من و خلق جهان آمين باد . [ 2 ] ذكر جميل ابو الغازى عبيد اللّه بهادر خان بن محمود سلطان بن شاه بداغ سلطان بن ابو الخير خان « « 1 » » برادرزادهء محمّد شيبانى خان است و در اكثر محاربات ملازم عمّ عميم الالطاف مىبود « « 2 » » و زنگ هموم « « 3 » » را به صيقل تيغ آبدار از آيينهء دل او مىزدوده و حضرت مفتّح الأبواب هر جاى در دولت بر روى « « 4 » » ايشان گشوده ، مفتاح آن جز صمصام فتح انجام « « 5 » » او نبوده و هر كجا شاهد ملك آيين عروسى بسته صورتش بىآيينهء تيغ ظفرقرينش روى ننموده . رباعى تيرِ تو كه چون عقاب پروازگر است * از چشمهء چشمِ دشمنان آبخور است مانندِ كليد باب فتح آمده است * تيغ تو كه آيينهء روى ظفر است
--> ( 48 ) . P , K گويا ( 49 ) . P , K فتح هزاره ( 50 ) . P هروى ( 51 ) . K به جهت خان ، P به جهت قاضى ( 52 ) . P , K « شهيد شد » ندارند ( 53 ) . K كلمه ( 54 ) . P وفاتش [ 2 ] ( 1 ) . P + سلطان ( 2 ) . P عميم اللطف بوده ( 3 ) . B عموم ( 4 ) . K , P بر رخ ( 5 ) . P , K فتح آيين