سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )

مقدمهء مصحح 36

مذكر احباب ( فارسى )

باغ‌ساز مشهور بوده است « « 1 » » . پدر صفائى كرمانى در هرات چينىسازى مىكرده و چينىهاى او از ظروف چينى جاوه بهتر بوده است « « 2 » » . اهالى خراسان در عصر نثارى با لباسهاى فرنگى آشنا بوده‌اند و گاه البسهء بومى و محلى را با قماش فرنگى مىسنجيده‌اند « « 3 » » . برخى از سلاطين منطقه هم ، به رغم استبداد سياه شرقى ، جانب مردم را مرعى مىداشته‌اند . عادلشاه كه خصوصا به دانشيان بها مىداد و دست ديوان سالاران را از سر پر سوداى آنان كوتاه مىداشت ، هماره مورد تبجيل و تأييد اهالى فكر و فرهنگ بوده است و سلطان هم حتّى برخى از وزيران را هجو مىكرد و توبيخ ، تا جانب مردم را رعايت كنند . او در هجو يكى از وزيران گفته بوده است : از زبان آوريش خلق به تنگ * از دلش تا به زبان صد فرسنگ « « 4 » » پاره‌اى از اشارات نثارى به اعتبار تاريخ ادبيات فارسى ، متضمّن نويها و تازه‌هايى است كه آگاهى ما را از كتاب‌شناسى نگارشهاى فارسى بيشتر و دقيقتر مىكند . چنان‌كه در مورد هلالى جغتائى مىنويسد كه چون او مثنوى شاه و گدا را مىسرود ، مولانا كمال الدين ابو الخير ابياتى بر زبان مىآورد كه به مثنوى هلالى راه مىيافت . مانند اين دو بيت : سرو قدى كه چون قدم مىزد * هر قدم عالمى بهم مىزد شوخ چشمى كه چون نگه مىكرد * خانهء مردمان سيه مىكرد « « 5 » » و در ضمن ترجمهء احوال قل محمد بىدورمان ( شماره 219 ) يادآور مىشود كه او تذكرة الاولياء عطار نيشابورى را نظم كرده است . علاوه بر ارزشهاى مزبور ، تذكرهء نثارى به اعتبار اخلاق فردى و باورهاى اجتماعى عصر نيز مبتنى بر دقايقى است كه نويسندهء تاريخ اجتماعى ادب فارسى و باورهاى مردمى را به كار

--> ( 1 ) . همان ، 169 ( 2 ) . همان ، 239 - 240 ( 3 ) . همانجا . ( 4 ) . همان ، 205 ( 5 ) . همان ، 196