سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )

مقدمهء مصحح 17

مذكر احباب ( فارسى )

در 80 سالگى در قريهء اسفرزان نسا درگذشته است . احتمال دارد كه سيد عبد الوهاب سرايندهء مثنوى مشهور روضة العشّاق باشد ، مثنوئى كه به نام عثمانيهاى آسياى صغير ساخته شده است « « 1 » » . اگر اين تصوّر درست باشد ، البتّه پدربزرگ نثارى مىبايست در حوالى نيمهء دوم از قرن 9 ه . ق . درگذشته باشد زيرا در آن مثنوى از عبد الرحمن جامى - د 898 ه . ق . به حيث شاعرى شناخته و توانمند ياد كرده است « « 2 » » . اما پدر نثارى از برجستگان سدهء 10 ه . ق . محسوب مىشده و به نام سيّد پادشاه خواجه شهرت داشته است . او با ازبكان شيبانى پيوندى استوار داشته است . در 936 ه . ق . كه عبيد اللّه خان ازبك به هرات حمله كرد ، سيد پادشاه خواجه با وى بود و به نمايندگى او وارد قلعهء اختيار الدين شد و با حكّام هرات به مذاكره پرداخت و سرانجام هرات را تسليم خان ازبك كرد « « 3 » » . در حوالى همين سالها سيد پادشاه خواجه صدارت شيبانيان را بر عهده داشت و هنگام فتح هرات ، شيخى مزار خواجه عبد اللّه انصارى را - كه منصبى پر درآمد بشمار مىرفت - نيز بر عهده گرفت « « 4 » » . پس از فتح مجدّد هرات به دست صفويان ، سيد پادشاه خواجه به بلخ رفت و منصب شيخ الاسلامى بلخ به او سپرده شد . انتصاب او به حيث شيخ الاسلام بلخ ، مورد استقبال اديبان بلخ قرار گرفت « « 5 » » . از آن جمله حافظ ميراحمد خطيب در مورد او گفته است : شيخ الاسلام چون شدى خواجه * اهلِ اسلام را پناه توئى پادشه كرد شيخ الاسلامت * شيخ الاسلامِ پادشاه توئى سواى مناصب مذكور ، سيد پادشاه خواجه مدّتى هم منصب جملة الملكى شيبانيان را بر عهده داشت و چندى نيز حكومت ولايت درون به او واگذاشته شد « « 6 » » .

--> ( 1 ) . ر . ش : قزوينى ، يادداشتها ، 5 / 1196 . ( 2 ) . قزوينى ، همان ، 5 / 1197 . ( 3 ) . نثارى ، مذكّر احباب ، 19 . ( 4 ) . همانجا ( 5 ) . ر . ش : همان ، 182 . ( 6 ) . همان ، 259 .