سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )
مقدمهء مصحح 16
مذكر احباب ( فارسى )
نگارشهاى مزبور - كه نام برديم - مبتنى بر خاصيّت عاميانگىاند و اصولا نويسندگان آنها ، هرچند از دانشوران عصر خويش محسوب بودهاند و بعضى از آنان با علوم عصرى آشنا و از مبانى تفكّر روزگارشان آگاه بودهاند ، با اين همه از آنجا كه خاصيّت عاميانگى و مردمى در منطقهء فارسىزبانان از 800 ه . ق . به سوى فراگيرى و درازدامنى مىشتافته ، خواصّ عصر هم با خلق و خلق عاميانه مىزيسته و مىانديشيدهاند و در نتيجه ، ثمرهء قلم و شجرهء فكر آنان هم خصيصهء عامى داشته است . مذكّر احباب هم از اينگونه نگارشهاى فارسى محسوب است ، داراى خصيصههاى عاميانه ، كه گروهى از سخنوران ناظم در حوزهء زبان و ادب فارسى را با پسندهاى لق و نااستوار ، و گاه استوار و محكمشان معرّفى مىكند به آنگونه كه بررسى آن به بسيارى از پرسشهاى تاريخ اجتماعى و سياسى زبان فارسى و جامعهشناسى ادب و تصوّف سدهء 10 ه . ق . جوابهاى محكم و موثّق مىدهد . دو سرگذشت نثارى بخارى و خاندان او مؤلّف تذكرهء مذكور سيّد حسن خواجه نقيب الاشراف است از اهالى بخارا در سدهء دهم هجرى . وى با همهء فضل و دانشى كه داشته است ، نام و نشانش از حوزهء زندگيش فراتر نرفته و در نگارشهاى سدهء 10 ه . ق . و پس از آن - كه بيرون از قلمرو فرارود تأليف شده - نيامده است . باوجوداين ، نثارى خود در خاتمهء مذكّر احباب ، سرگذشت خاندانش را مطرح داشته است . او جدّ اعلاى خود را ارسلان باب ناميده است و او را صحابى رسول اكرم ( ص ) نشان داده است . پدربزرگش سيّد عبد الوهّاب نام داشته و از صوفيان سدههاى 8 و 9 ه . ق . بوده است . اين سيد عبد الوهاب دست ارادت به امير سيد عبد اللّه برزشآبادى ( متوفّاى نيمهء دوم سدهء نهم ) « « 1 » » داده و نزد او سلوك كرده و به نام " عارف " شهرت داشته است . اين عارف ، عمرى نسبتا دراز داشته و
--> ( 1 ) . سيد عبد اللّه برزشآبادى ، رسالهء كماليه را در 827 ه . ق . نوشته است . او از مجذوبان خانقاهى محسوب بوده و از اقطاب سلسلهء ذهبيه به شمار مىرود . ر . ش : مقدمهء ميرزا احمد اردبيلى بر رسالهء كماليه ؛ و نيز : اسد اللّه خاورى ، ذهبيه ، 1 / 250 .