سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )
50
مذكر احباب ( فارسى )
عرصه مىدوانيده ، به نظر اسطرلاب اثر و به علاقهء وقوف از او خبر مىداشته « « 19 » » . و هر « « 20 » » دايرهء عظيمه كه عنكبوت زرّين تار بر صفايح ليل و نهار « « 21 » » در حجرهء فلك « « 22 » » دوّار هر قسم مىگردانيده - عروهء وثقاى تيغ زبانش حلقه در گوش مهندسان جهان « « 23 » » كرده ، بر كرسى طبع ايشان به قلم بيان مىنگاشته . « « 24 » » اوّل از بالاى كرسى بر زمين آمد سخن * او دگر بار از زمينش برد و بر كرسى نشاند « « 25 » » و در شجاعت و مبارزات همتا نداشته « « 26 » » . چون به عزم رزم علم مىافراشته « « 27 » » در ذروهء حربى كه كوكب طالعش مرئى بوده ، تا آفتاب دولت مخالف را به زوال نمىرسانيده ، « « 28 » » قدم در طريق رجعت نمىگذاشته . « « 29 » » بعد او وفات والد شريفش اكثرى از بلاد « « 30 » » هند را به ضرب شمشير تيز خونريز مفتوح « « 31 » » گردانيده . و در سخاوت « « 32 » » چون حاتم طايى يكتا بوده « « 33 » » ، بلكه نام حاتم در تحت سخاوتش مطوا مىنموده « « 34 » » . لمؤلّفه تيغِ تو گرفته عرصهء عالم را * برهم زده داستانِ رستم را « « 35 » » اى شاه جهانپناه « « 36 » » دستِ كرمَت * طى كرده تمامِ قصّهء حاتم را و با وجود علوّ جاه و سموّ شأن « « 37 » » سر نياز به درويشان داشته و خود را بىنياز از ايشان نمىدانست . « « 38 » » و حبّ حبّ خاندان سترگ حضرت خواجهء بزرگ « « 39 » » و اولاد امجاد حضرت خواجهء احرار را « « 40 » » در مزرعهء سينهء بىكينهء پرسكينه « « 41 » » مىكاشته : فرد ز مزرعِ دلِ من دانهء محبّت جو * كه حَبِّ حُبِّ تو در هر دلى نمىباشد « « 42 » » و در ابداع و اختراع امور طبع لطيفش تخيّلات عجيب مىنموده . « « 43 » »
--> ( 19 ) . H , P مىداشت ( 20 ) . H بر ( 21 ) . P ليل النهار ( 22 ) . K « فلك » ندارد ( 23 ) . K « جهان » ندارد . ( 24 ) . P مىنوشت ( 25 ) . P او سخن را باز بالا برد و بر كرسى نشاند ( 26 ) . K نداشت ( 27 ) . P مىافراخت ( 28 ) . P نمىرساند ( 29 ) . P نمىگذاشت ( 30 ) . P اكثر بلاد ( 31 ) . P مسخره ( 32 ) . P سخا ( 33 ) . P يكتايى ( 34 ) . P مىنمود ( 35 ) . P بيت را ندارد ، B , K تو گرفت ( 36 ) . كرمپناه ( 37 ) . P « سموّشأن » ندارد ( 38 ) . « و خود . . . نمىدانست » ( 39 ) . B « حضرت » ندارد ، تف : بزرگوار ( 40 ) . P « را » ندارد ( 41 ) . K در مزرع سينهء بىكينه ( 42 ) . B بيت را ندارد ( 43 ) . P مىنمود