شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

93

مجمع الاحكام ( فارسى )

و معروفان خاص و عام و مادران و زنان پدر و فرزندان ستوده ، و حرفت و صناعت و تجارت و فتوت و كرم . اما خانهء يازدهم دليل است بر سعادتها و نيكوئيها و اميدها و دوستان و ياران و حمد و ثنا و دوستى زنان و عشق و لباسهاى خوب و بويهاى خوش و زينت و تجارت و عمارت و مالهائى كه از عمل به دست آيد و رشوتها و كارهائى كه از سر گيرند و دوستى داشتن با بزرگان و چيزهاى درست ( و ) نيكو « 1 » ( و ) با منفعت . اما خانهء دوازدهم دليل است بر دشمنان و مخالفان و بدبختى و انواع رنج و غم و انديشه و دلتنگى ، و دام و زندان و غرامت كشيدن و ضمان كردن و ترس و نكبت و بيماريها ، و ستوران و بندگان و خدمتگاران و مردمان دون و فرومايه و كسانى كه سر از اطاعت كشيده باشند و گريختگان و محبوسان و دزدان . و ببايد دانست كه چون خانه چهارم خانه « 2 » پدر بود ، خانه هفتم خانه پدر پدر بود خانه ششم خانه برادر پدر بود و هم « 3 » بر اين قياس . و ياد كرده شده است كه مبدا طالع آن جزو است كه همان افق مشرق است ، پس هر كوكب كه از افق مشرق طلوع كرد در خانه دوازدهم افتاد ، لكن جمله متقدمان اتفاق دارند بر آن كه چون كوكب طلوع كرد تا ارتفاع او از پنج درجه زيادت نگشت او را در طالع دارند و حكم اين پنج درجه كه پيش از طالع است حكم طالع نهند و اين پنج درجه را بطليموس درجات ميته مىخوانند چون ارتفاع از پنج درجه زيادت گشت آنگاه گويند در خانه دوازدهم افتاد . و باز خلاف كرده‌اند تا جمله خانه‌ها را همين حكم هست يا نه ، و بيشتر بر آنند كه جمله را حكم بر اين است ، و هر كوكب كه در آخر خانه افتد چنان كه ميانهء درجهء او ( و ) درجهء آخر آن خانه كم از پنج درجه باشد

--> ( 1 ) . م . و ندارد . ( 2 ) . م . خانه ندارد . ( 3 ) . متون . بنميرين .