شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
51
مجمع الاحكام ( فارسى )
و بر هوا و خون و رگها ( و ) « 1 » شرائين و نطفه و زردهء خايهء « 2 » مرغ و دل حيوان به شركت آفتاب ، و گوش چپ و شنوائى و حسّ لمس و هر دو ران و امعا « 3 » و رحم و حلق و كهولت ، و فرزندان و نبيرگان و خوبروى است و سر بينى ستبر دارد و هر دو رخساره بيرون خاسته و چشمها ( ى ) « 4 » بزرگ و ميگون . و جعد بود و موى رويش نيك ، و خوشخوى و عاقل و بردبار و بزرگ همت و با ورع و منصف و راستگوى و زيرك و جوانمرد و نيكدوست و آزادمرد و به خويشتن نازنده بود ، و تقدم « 5 » و مهترى دوست دارد ، و بر عمارت كردن و جايهاى فاخر ساختن حريص بود . وفادار و با امانت و ديانت بود . بدى را نيك دشمن دارد ، پرهيزگار و از كردنيها نيك باز تواند بود و مردمان را در مصالح ايشان يارىمند بود و در اصلاح كار مردمان سعيها كند و صدقهها بسيار دهد و خير و نيكوئى او به مردمان بسيار رسد ، به ديدار دوستان و كسانى كه به وى نزديكى جويند شادى نمايد و با ديانت و تقوى بود ، و امر معروف و نهى منكر اقامت كند و خوابهاى او بسيار راست باز آيد ، نكاح بسيار كند . خوشروى و مزاح و خندنده « 6 » بود . در جمع مال و مستعملات راغب عظيم « 7 » بود ، و بعد از آهستگى و تامل در كارها باشد كه « 8 » طيش و خفتى كند و دلالت دارد بر پادشاهان و وزيران و مردمان بزرگ با قدر و شرف و قاضيان و علما و فقها و عابدان و بازرگانان و توانگران و كسانى كه مردمان ايشان را ستايند « 9 » و بر ايشان ثنا گويند ، و از ملتها بر ملت ترسائى دلالت دارد و بر سپيد كردن جامهها و كارهاى پاكيزه و عبادتها و اعمال خير و تعبير خوابها . زرگرى كند و سيمينه
--> ( 1 ) . تنها در م . ( 2 ) . متون . خانه . ( 3 ) . م . امعاد و . ( 4 ) . متون . بقدم . ( 5 ) . در ح بالاى سطر با علامت ص و به شكل خنديده . ( 6 ) . در ح بالاى سطر با علامت ص و به شكل خنديده . ( 7 ) . م . عظيم ندارد . ( 8 ) . م . و بجاى كه . ( 9 ) . ح و د . شنايند . م . ثنايند .