شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

52

مجمع الاحكام ( فارسى )

و زرينه شكسته فرو شد ، و دليل ميوه‌ها « 1 » و انگور و نيشكر است . مريخ گرم و خشك است به افراط و نحس اصغر و مذكر و ليلى و بعضى مونث گفته‌اند . دلالت دارد به روز سه‌شنبه و شهرهاى شام و روم و صقلاب و آنچه مغرب و شمال است ، و بر مزهء طلخ و سرخى تاريك و تيره و بر درازى و خشكى و بر درشتى و بر زمينهاى خراب و ناهموار و درشت و سنگ‌ريزه‌ناك ، و بر مواضعى كه پيوسته آتشى « 2 » كنند ، چون آتش‌كده‌ها و موضع ريخته‌گران و روىگران و آهنگران و سفالينه‌گران و گلخن گرمابه و دكان نانوا و « 3 » امثال آن ، و بر مواضعى كه شوارع و راهها نزديك بود ، و بر سنگ مقناطيس و همه سنگهاى سرخ و به شنگرف كه به سمرقند حوشه خوانند و بر سنگ سرخه و بر آهن و مس ، و بر امرود و بادام تلخ و حبة الخضرا « 4 » و بر هر درختى كه گرم و طلخ و خارناك بود يا ميوه آن را سفه خوانند « 5 » بود « 6 » چون خرما و سنجد و امثال آن ، يا پوست سخت بود چون گوز و بادام ، يا رنگش « 7 » سرخ بود ، يا در وى تيزى يا ترشى به افراط « 8 » بود . و دليل است بر سپندان و گندنا و پياز و سير و سزاب و ترب و باتنگان « 9 » و هر نباتى كه در وى ترى بود و هر غذا و دارو كه در وى سميتى بود زيانكار از آن جنس كه گرمى يا خشكى آن به درجه چهارم بشود . و دلالت دارد بر شير و پلنگ و گرگ و خوك و سگ و گربه و بر جمله سباع زيانكار و بر افعى و بر ماران ديگر ، و بر جملهء مرغانى كه منقار كژ دارند و گوشت خورند ، و بر شيره و زنبور و مرغى كه رنگش سرخ بود ، و بر جوهر آتش و مزهء صفرا و بر رگهاى ساكن كه آن را به تازى آورده

--> ( 1 ) . م . و ندارد . ( 2 ) . م . آتش . ( 3 ) . د . ناتر و امثال . ( 4 ) . متون . حته الحفرا . ( 5 ) . در ح . خوانند را بالاى كلمه پشين نوشته است . ( 6 ) . م . سفه بود . ( 7 ) . متون . باريكش . ( 8 ) . متون . بافراد . ( 9 ) . م . باشكان .