شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

132

مجمع الاحكام ( فارسى )

وقت ظاهر گشته بود ، حرب افتد ميان اهل ناحيت « 1 » مغرب و شمال و خونها ( ى ) بسيار ريخته شود ، و مرگ در چهارپايان افتد ، و غله‌ها اندك فراز آيد . و اگر در جوزا بود مردمان را درد گوش و آبله و حصبه بسيار بود ، و در ناحيت شمال حرب افتد ، دزديها ( ى ) بسيار كنند ، اما همه ظاهر شود و دزدان را بگيرند و به سبب صاعقه‌ها ( و ) سرما زيانها رسد . اگر شمالى بود زلزله بسيار افتد و اگر « 2 » جنوبى بود هوا آرميده و گرم بود و اگر مشرق بود حال عامه و رعيت از جهت پادشاه شوريده باشد و اگر مغرب بود بعضى از اشراف هلاك شوند و موحشى « 3 » افتد در بعضى مواضع و اگر راجع بود بيمارى و حصبه و آبله بسيار بود و اگر از شعاع آن وقت بيرون آمده باشد و مردمان را درد سينه و گلو و تبهاى « 4 » ربع بود و مرگ چهارپايان بود و باران اندك بود و ملخ بسيار پديد آيد و سمومها جهد و سرطان ماند « 5 » . و اگر در اسد بود حرب افتد در ناحيت مشرق و مرگ كودكان بود و بيماريها « 6 » ( ى ) شكم بسيار « 7 » بود . ستوران را آفت‌ها و مرگ بسيار رسد . غله در ناحيت مشرق اندك فراز آيد و بارانها اندك بود ، و اگر مغرب بود حال پادشاهان نيكو نباشد و ايشان را تنگدليها بود . اگر راجع بود حال روميان تباه شود و اگر از شعاع بيرون آمده باشد بزرگان را حال تباه بود و مرگ افتد و جوانان را دردها و بيماريها افتد و زمستان نيك سرد باشد و باران اندك و طعام اندك « 8 » فراز

--> ( 1 ) . م . ناحيه . ( 2 ) . م . اگر كه . ( 3 ) . متون . موحببى . ( 4 ) . م . تنهاى . ( 5 ) . رونويسگر سرطان را جا انداخته و اين واژه‌ها نشانه آن است . شايد جاى آن را باز گذاشته تا بعدا بنويسد و موفق نشده است . م . سرطان ندارد . ( 6 ) . ح . افتد خط خورده‌اى اضافه دارد . ( 7 ) . م . بسيار جا افتاده و در حاشيه نوشته شده . ( 8 ) . م . اندك ندارد .