شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
133
مجمع الاحكام ( فارسى )
آيد . و اگر در سنبله بود درد چشم بسيار افتد ( و ) حرب و خون ريزش . در ناحيت مغرب هوا تباه شود و خشك شود و زلزله افتد . « 1 » اگر در مشرق بود پادشاه را خطر هلاك بود و اگر در « 2 » ميزان بود دزدان بسيار پديد آيند « 3 » و شر و فساد و فتنه بود ، در ميان مردمان طاعون و دنبل افتد و بسيار هلاك شوند . اگر مغرب بود لشكر آراميده باشند ، و هوا خشك بود و بارانها اندك ، و اگر راجع بود هلاك بعضى از مردمان محتشم بود ، و اگر از شعاع بيرون آمده بود مرگ و دزدى بسيار بود و ميوهها اندك فراز آيد . و اگر در عقرب و قوس بود « 4 » مرگ در ناحيت مغرب و ارمينه افتد و قتال و خونريزش و بيمارى و سلفه و درد چشم بسيار بود . باران اندك آيد و سرما بسيار بود ، و درختان را آفت رسد « 5 » ، و اگر در مغرب بود مردمان را از پادشاهان زيانها رسد ، و اگر راجع بود شر و بلا به لشكر رسد ، و اگر از شعاع ظاهر شده بود حرب و قحط و تنگى افتد در ناحيت مغرب و « 6 » بيماريها و يرقان و درد چشم افتد و باران اندك بود ، يخچه « 7 » و سرما ميوهها را تباه كند . و اگر در جدى بود بلا و مرگ بود در ناحيت جنوب خاصه در ميان جوانان ، و ميان اهل مشرق و جنوب قتال افتد . هوا خنك « 8 » بود . غلهها بسيار فراز آيد و ميوهها اندك . اگر مشرق بود رز « 9 » را آفت رسد و اگر مغرب بود يا راجع مرگ اشراف بود و لشكرها را مصيبتها افتد و باران بسيار بود « 10 » . اگر از شعاع ظاهر گشته بود حرب افتد در ميان اهل مشرق و جنوب و مرگ جوانان و كودكان بود .
--> ( 1 ) . م . و اگر . ( 2 ) . م . و اگر * در مغرب بود دبيران و اهل قلم را دلتنگيها بود و فساد حال ايشان بود * و اگر در ميزان بود . . . حد فاصل دو ستاره در م . اضافه است . . ( 3 ) . م . آيد . ( 4 ) . م . و د . و اگر عقرب در قوس بود . ( 5 ) . م . رشد . ( 6 ) . م . و ندارد . ( 7 ) . م . يخ . ( 8 ) . د . خشك . ( 9 ) . د . زر . ( 10 ) . م . و بود .