شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
131
مجمع الاحكام ( فارسى )
مريخ اگر مستولى و سالخداى « 1 » مريخ بود فتنهها بسيار بود و بر پادشاهان خروج كنند . تبها ( ى ) غب و مرگ مفاجا بود خاصه مشايخ را . راهها بسيار زنند و خونها بسيار ريزند و از آتش آفتها رسد « 2 » و سوختها افتد ، و طاعون و دبيله بود . ستورانى كه مردمان به كار دارند اندك گردند . كشتيها را خطر بود و بسيار غرق شوند از بادهاى مخالف و صاعقه بسيار پديد آيد ، حال ميوهها و درختان تباه بود . اين دلالت به اعتبار ذات وى است اما به اعتبار بروج : اگر در حمل بود حرب و قتال افتد در ناحيت مشرق و درد چشم بسيار بود و بادهاى گرم و سموم جهد ، و باران اندك بود و هوا خشك بود ، و اگر در مشرق بود مردمان را زحمتها و تنگدليها « 3 » بود و اگر در مغرب بود پادشاهان را خرجها « 4 » فراوان افتد و زنان حامله بچه « 5 » بيندازند و اگر راجع بود مردمان را دلتنگيها و مصيبتها رسد ، و اگر از شعاع آفتاب آن وقت بيرون آمده بود در ناحيت مشرق حرب افتد و زنان را بيماريها افتد در چشم و حال غلهها نيكو بود . و اگر در ثور بود ميان اهل مغرب و شمال قتال افتد و درد چشم بسيار بود ، و بيشتر كارها با خلل و تباه بود ، و هلاك گاوان بود و غله اندك فراز آيد . اگر شمالى بود آبله و حصبه بسيار بود و اگر جنوبى بود مزاج هوا تباه گردد و اگر مشرق بود باران اندك آيد و قحط و تنگى پديد آيد و اگر مغرب بود زنان حامله را بيماريها افتد و اگر مستقيم بود درختان تباه شوند و اگر راجع بود ستوران را آفتها رسد ، و بسيار هلاك شوند ، و اگر « 6 » از شعاع آن
--> ( 1 ) . م . سالخداه . ( 2 ) . متون . رشد . ( 3 ) . م . دلتنگىها . ( 4 ) . چنين است در متون ، آيا حربها ؟ ( 5 ) . م . بحچه . ( 6 ) . ح . بين و و اگر واژههاى راجع بود ستورا اضافه است و با علامت اضافه .