سديد الدين محمد عوفى

427

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

انواعها « 1 » بيازمايد « 2 » . تا روزى به وقت گرمگاه ناگاه « 3 » به وثاق عباس رفت « 4 » تا ببيند « 5 » كه « 6 » در چه كارست . چون به در خاص خانهء « 7 » او رسيد « 8 » عباس با وكيل « 9 » خود مىگفت كه : بر در كرخ ترهء نيكو ديده‌ام « 10 » دىروز ، چون « 11 » از نماز آدينه بازمىگشتم « 12 » به فلان موضع برو و نيم درم بده و تره « 13 » بياور ، و نمىدانست كه امير المؤمنين « 14 » بر درست و اين سخن « 15 » استماع مىكند « 16 » . پس امير المؤمنين « 17 » به نزديك او درآمد و گفت : اى پسر آنچه گفتى « 18 » با وكيل خود چه بود « 19 » و تو نيم درم « 20 » چه شناسى « 21 » ! و گمان من « 22 » بر تو هرگز « 23 » اين نبود ؟ بخداى كه تو بدين همت هرگز سود نكنى . پس « 24 » بدين سبب او را از ولايت عهد معزول گردانيد « 25 » و آن خساست و دنائت « 26 » سبب عزل او شد . حكايت ( 2 ) محمد سعيد نيشابورى روايت مىكند « 27 » از استاد خود « 28 »

--> ( 1 ) - مج : به انواع ، بنياد : با نوعهاى ( 2 ) - مج : مىآزمود ( 3 ) - مپ 2 - ناگاه ( 4 ) - مج : آمد ( 5 ) - متن و بنياد : امتحانى كند ، مج : امتحان كند ( 6 ) - مج + او ( 7 ) - بنياد : خانه خاص ، مپ 2 - به خانه خاص در ( 8 ) - مپ 2 : برفت ( 9 ) - متن و مج + خاص ، بنياد : به وكيل ( 10 ) - مج : ديدم ( 11 ) - مج : كه ( 12 ) - مپ 2 : مىآمدم ( 13 ) - مج + بخر ( 14 ) - مپ 2 : او ، بنياد : امير ( 15 ) - مپ 2 - سخن ، مج - اين سخن ( 16 ) - مپ 2 : مىشنود ( 17 ) - مپ 2 : مأمون ، بنياد : امير ( 18 ) - مپ 2 : چه مىگفتى ( 19 ) - مپ 2 - چه بود ( 20 ) - مج + را ( 21 ) - مپ 2 + هرگز ( 22 ) - مج + هرگز ( 23 ) - مپ 2 و مج - هرگز ( 24 ) - بنياد - پس ( 25 ) - بنياد : گرداند ( 26 ) - بنياد + ذات ( 27 ) - مپ 2 : حكايت كرد ( 28 ) - مج : استادان