سديد الدين محمد عوفى

421

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

ما بندگان شاه « 1 » جهانيم و سست‌عهد * هرگز محل نيارد « 2 » نزديك شهريار « 3 » و نيز « 4 » توبه كردم كه بعد ازين حشمت مجلس امير را « 5 » نگاه دارم و به سر اين « 6 » گناه بازنروم . حجاج گفت « 7 » : من « 8 » بعد ازين خود « 9 » مثل اين « 10 » بىادبى نكنى اما « 11 » آنچه كردى بىجزا نخواهد بود « 12 » . اى غلام شمشير بگذار « 13 » . پس « 14 » او را بكشت . راوى مىگويد كه : هم در آن سال « 15 » عمر بن عبد العزيز به خلافت نشست و از آن روز باز كه عبد الرحمن را « 16 » بكشت يك روز تندرست نبود تا آنگاه كه سعيد جبير « 17 » را بكشت « 18 » و بعد از آن « 19 » به روزى چند « 20 » دنيا را بگذاشت « 21 » و به بدنامى « 22 » هرچه تمامتر رحلت كرد « 23 » . و آن همه سياست نتيجهء « 24 » فظاظت و بدخويى « 25 » و تكبر بود ، و هركه بدين خصال مذموم مبتلا بود « 26 » عاقبت « 27 » او « 28 » رنج و محنت و بلا بود ، و در طبيعت هركس كه به « 29 »

--> ( 1 ) - متن و مپ 2 - شاه ( 2 ) - مج : نارد ( 3 ) - اين بيت در نسخهء بنياد قيد نشده است ( 4 ) - مج - نيز ( 5 ) - مج - را ( 6 ) - مپ 2 و مج : آن ( 7 ) - مج + گرفتم ( 8 ) - مج : كه ( 9 ) - مج - خود ( 10 ) - مپ 2 و بنياد - خود مثل اين ( 11 ) - مج - اما ( 12 ) - مج : خواهد ماند ( 13 ) - مج + بيچاره عبد الرحيم هرچند تضرع كرد مفيد نبود و غلام او شمشير بگذارد ، بنياد : به كار بر ( 14 ) - بنياد : و ( 15 ) - بنياد : ساعت ( 16 ) - متن و مپ 2 و مج - را ، بنياد : عبد الرحيم را ( 17 ) - متن و بنياد : مسيب ( 18 ) - مپ 2 - راوى مىگويد . . . را بكشت ( 19 ) - مپ 2 - آن ( 20 ) - مپ 2 : چند روز ( 21 ) - متن و مج : بكشت ، بنياد - و بعد از آن . . . بگذاشت ( 22 ) - بنياد : و بدنامى + چندين به دار بقا برد ( 23 ) - بنياد - هرچه تمامتر رحلت كرد ( 24 ) - بنياد : به ( 25 ) - مج : درشت‌خويى ( 26 ) - مپ : بوده است ( 27 ) - مپ 2 : همه‌وقت ( 28 ) - مپ 2 : در ، متن و بنياد + در ( 29 ) - متن و مج و بنياد - به