سديد الدين محمد عوفى
422
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
رفق و حلم مجبول « 1 » بود دولت دنياى او « 2 » به اعزاز آخرت موصول بود و دلها به هواى او تازه « 3 » و زبانها به ثناى او مشغول بود ، و الطاف و اكرامى كه كند جملگى در حضرت عزت آفريدگار مقبول باشد « 4 » ، چنان كه ذات كريم خداوند خواجهء جهان و دستور صاحبقران و آصف دوران « 5 » نظام الملك قوام الدولة والدين ملك ملوك الوزرا ، مبارك وزير همايون مشير « 6 » ، ابو المكارم « 7 » محمد بن ابى سعد الجنيدى است مدّ اللّه « 8 » ظلال « 9 » جلاله « 10 » كه جهان لطف و كرم است و قبلهء دولت « 11 » و درياى فيض نعم ، لطف « 12 » [ ش ] ابر « 13 » را « 14 » آب برده و خاك را بر باد نشانده ، و ثباتش « 15 » كوه گران را « 16 » سبكسر « 17 » خوانده ، لاجرم از بس احسان كه اين صاحبقران روى زمين مىكند آسمان را نام او نقش نگين مىكند . بيت صاحب عادل نظام الملك آنك * تيغ تيزش « 18 » نصرت دين مىكند عزم او را بخت يارى مىدهد « 19 » * راى « 20 » او را وحى تلقين مىكند چرخ سركش با همه امكان خويش * امر او « 21 » از ديده تمكين مىكند
--> ( 1 ) - متن و مپ 2 : موجود ، بنياد مبتلا ( 2 ) - متن و مج و بنياد - او ( 3 ) - مج - تازه ( 4 ) - مج : شود ( 5 ) - مپ + زمان ( 6 ) - مج - مبارك وزير همايون مشير ( 7 ) - مپ 2 + و المعالى ( 8 ) - بنياد + تعالى ( 9 ) - متن و مپ 2 و بنياد - ظلال ( 10 ) - متن و مپ 2 : ظلاله ( 11 ) - مج + و اقبال ( 12 ) - متن + و ( 13 ) - بنياد - ابر ( 14 ) - بنياد + بر ( 15 ) - بنياد : ثنايش ( 16 ) - مج : گران سار را ( 17 ) - متن و مپ 2 و : سير ( 18 ) - مج : و تيرش ( 19 ) - مج : كند ( 20 ) - بنياد : روى ( 21 ) - مج : مرو را