سديد الدين محمد عوفى

420

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

حضور من « 1 » بر دشمنان من جزع كنى و بر كسى كه به « 2 » سخط و غضب « 3 » من گرفتار شده باشد بگريى « 4 » ؟ من اين ساعت عزيزان ترا بر تو گريان كنم « 5 » . پس غلام را گفت شمشير بيار « 6 » . عبد الرحمن « 7 » گفت : خداوند را « 8 » يك كلمه از من « 9 » استماع فرمايد « 10 » و آنگاه به « 11 » هرچه فرمان دهد « 12 » تسليم گردم « 13 » . بر « 14 » رأى عالى « 15 » مقرر « 16 » باشد كه من در آن‌وقت كه خرد بودم مرا « 17 » با عبد اللّه زبير مصادقت بود « 18 » و در بزرگى به خدمت « 19 » او پيوستم و او در حق من احسان و اجمال « 20 » بسيار « 21 » فرمود « 22 » و مرا در دولت او آسايشها « 23 » روى نمود « 24 » ، و وفاى عهد عيار « 25 » گوهر « 26 » مردان است « 27 » ، اگر من با چندان « 28 » انعام و احسان او كه به راستاى من است « 29 » حق نعمت « 30 » نگزارم و او را ياد نكنم « 31 » امير را بر « 32 » من چه اميد ماند « 33 » و بر من كه اعتماد كند « 34 » ؟ بيت :

--> ( 1 ) - مپ 2 : ما ( 2 ) - متن و بنياد : بر ( 3 ) - بنياد - و غضب ( 4 ) - مپ 2 - و بر كسى . . . كه بگريى ( 5 ) - مپ 2 : بگريانم ، مج : گردانم ( 6 ) - متن و مج + آنگاه ( 7 ) - مج و بنياد : عبد الرحيم ، بنياد + چون اين بديد ( 8 ) - مج و بنياد - را ( 9 ) - مج - از من ( 10 ) - بنياد : نمايد ( 11 ) - بنياد - به ( 12 ) - بنياد - فرمايد ( 13 ) - مپ 2 + گفت ، مج : كرده‌ام ، بنياد : شوم ( 14 ) - مپ 2 و بنياد - بر ( 15 ) - + را ( 16 ) - بنياد : روشن ( 17 ) - مج - مرا ( 18 ) - مج : داشتم ( 19 ) - مپ 2 - خدمت ( 20 ) - بنياد - و اجمال ( 21 ) - بنياد : فراوان ( 22 ) - بنياد : فرموده ( 23 ) - بنياد : انواع عطيات ( 24 ) - مج : داده ( 25 ) - متن : معيار ( 26 ) - بنياد - عيار گوهر ( 27 ) - بنياد + كه ( 28 ) - مپ و مج : چندين ( 29 ) - متن و مپ 2 و بنياد : بر من باشد ، متن و مپ 2 و بنياد + من ( 30 ) - مپ 2 - نعمت ، متن و بنياد + او ( 31 ) - متن و مج و بنياد : و وفاى عهد نگاه ندارم ( 32 ) - مج : به ( 33 ) - متن و مپ 2 و بنياد : بماند ( 34 ) - مج - و بر من كه اعتماد كند