سديد الدين محمد عوفى
397
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
نسوزم . امير « 1 » چون اين بشنيد گفت : اين چه خداىترس جوانى است ! و اين چه او « 2 » اقرار مىكند « 3 » از خوف حضرت الهى است ، او را بدان « 4 » محمدت و ثنا « 5 » گفت « 6 » و به بهشت و ثواب اميدوار گردانيد « 7 » و چندان سخنان « 8 » لطيف بر زبان راند « 9 » كه آن جوان از سر جان به آسانى « 10 » برخاست . آنگاه بفرمود تا چشم او « 11 » ببستند و سياف آهسته « 12 » بيامد « 13 » و شمشيرى « 14 » چون يك « 15 » قطره آب يا چون « 16 » شعلهء آتش بگذارد « 17 » چنان كه به يك نفس قفص قالب او را در بگشاد و مرغ روح « 18 » او به مطار سماوات برآمد « 19 » ، و امير حرس تنگدل « 20 » به حرم بازگشت « 21 » و جماعت « 22 » خائنان را « 23 » كه آورده بودند بفرمود تا به زندان بردند « 24 » و زندانيان را بفرمود تا « 25 » پيش از ثبوت خيانت « 26 » ايشان را زحمت
--> ( 1 ) - بنياد - امير ( 2 ) - متن و مپ 2 و بنياد : اين جوان از خداى ترسى ( 3 ) - متن و مپ 2 و بنياد + و ( 4 ) - مج : برآن ( 5 ) - مپ 2 و مج - و ثنا ( 6 ) - مج : مىكرد ( 7 ) - متن : مىگردانيد ( 8 ) - مج : سخن ( 9 ) - متن : مىراند ( 10 ) - مپ 2 و مج : به آسانى از سر جان ( 11 ) - متن و مج و بنياد : آن جوان ( 12 ) - مپ 2 - آهسته ( 13 ) - مپ 2 + و او را هلاك كرد ( 14 ) - مج : شمشير ( 15 ) - بنياد - يك ( 16 ) - مپ 2 و مج - چون ( 17 ) - متن و مج : بگزارد ( 18 ) - متن - روح ( 19 ) - مپ 2 - و شمشيرى چون يك . . . به مطار سماوات برآمد ( 20 ) - مج : دلتنگ ، بنياد + و آزرده ( 21 ) - متن : به بارگاه بارآمد ، مپ 2 : بازگشت ، مج : از بارگاه بازگشت و به حرم درآمد ( 22 ) - مج : جماعتى ( 23 ) - متن و مپ 2 - را ( 24 ) - متن و مپ 2 : بريد ، مج و بنياد + تا كار ايشان نظر كرده آيد ( 25 ) - مج : كه ( 26 ) - مج + بر ايشان بايد