سديد الدين محمد عوفى

827

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

اذا ظالم استحسن . . . تا آخر شعر / 358 : هرگاه ظالمى ظلم را نيكو شمرد و در اكتساب وخيمش غلو كرد او را به گذشت حوادث شبها واگذار - كن كه آن حوادث چيزهائى را كه در حسابش هم نبود برايش آشكار مىكند . اذا هبت رياحك فاغتنمها . . . تا آخر بيت 87 : وقتى كه باد ( دولت و اقبالت ) مىوزد آن را غنيمت بشمار كه براى هر جنبشى سكونى خواهد بود . اصبر على حسد الحسود . . . تا آخر بيت 32 : بر حسد حسود صبر كن كه صبر تو قاتل اوست . نظير آتش كه هرگاه چيزى براى خوردن نيافت خود را مىخورد . اعاذنا الله تعالى من شؤم البخل . . . 24 : از شومى بخل به خدا پناه مىبريم كه او بخشندهء كريم است . اعز الله تعالى انصاره و ضاعف اقتداره 308 : خداى ياران او را يارى و قدرتش را دوچندان كناد . اغبت عن الرباب و هام سلم . . . تا آخر شعر 519 : آيا از رباب غايب شدى و سلم عاشق او شد و به او عشق و وله پيدا كرداى خداش . عجب از تست كه بعد از عاشق شدن بر زنى صبور هستى در حالى كه قوچها ( در اطراف او ) مضطربند . من به او تشنگى فراوان دارم و گاهى تشنگان سيراب مىشوند . اگر برگردم و خداش بنزد او ( رباب ) بيايد بستر و فراش آنچه را كه ديده است به او خواهد گفت . اقول الركب من خراسان وافدا . . . تا آخر شعر 531 : به قافله‌اى كه از - خراسان مىآمدند مىگويم : آيا خوار رمى شما مرد ؟ گفتند : بلى . گفتم