سديد الدين محمد عوفى

822

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

هر كجا شهرى است در اقطاع ماست * گر به ايران گر به توران مىرويم 139 دارم سر آن كه با تو در بازم جان * گر هست سر منت سرى درجنبان 748 ( رباعى ) دستور شه نشان ملك فر نظام ملك * آن كوست بر زمين ز علو ديگر آسمان . . . 456 زين بيش آبروى نريزم براى نان * آتش دهم به روح طبيعى به جاى نان . . . 79 ز عين عدلش زاى زبان دزد به راه * چو ها گره شود از كاف كاروان گفتن 131 ابرست بر جاى قمر زهرست بر جاى شكر * سنگ است بر جاى گهر خارست بر جاى سمن 549 صاحب‌قران عرصهء عالم نظام ملك * آن ذات او نمونهء افضال ذو المنن . . . 661