سديد الدين محمد عوفى
823
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
صاحبقران و صاحب سلطان نظام ملك * دستور ملكپرور صدر ظفر قرين . . . 100 جان باز توم گرچه ندارم جان دو * جانم چو يكى است چون بود جانان دو . . . 529 چون ميدانى كه هرچه كارى دروى * آخر به همه كار نكوكارى به 385 - 548 نيست اندر زنان حيا و وفا * دل برين ناقصان عقل مده . . . 696 گفتم كه چو ناگه آمدى عيب مگير * چشم تر و نان خشك و روى تازه « 1 » 68 ناگه يارم بىخبر و آوازه * آمد ز درم ز لطف بىاندازه . . . ( رباعى ) 33 بسى كردند مردان چاره سارى * نديدند از يكى زن راست كارى . . . 691 تو چون بچهء شير نر پرورى * چو دندان كند تيز كيفر برى . . . 553
--> ( 1 ) - بيت دوم رباعيى است كه در صفحه 33 آمده است .