سديد الدين محمد عوفى

821

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

با همت باز باش و با كبر پلنگ * زيبا به گه شكار و پيروز به جنگ 425 جهل هر محنتى به روى آرد * روى دركش ز صحبت جهّال . . . 318 از صرفه همى زدى تو بر كفشت نعل * اكنون تو حميم نوش و من بادهء لعل 243 ( از رباعى ) در ورطهء مرگ مانده بودم مهمل * گم كرده سررشتهء تدبير و حيل . . . 570 ( رباعى ) برخيز و بيا كه خانه آراسته‌ام * ز ايزد به دعا وصل ترا خواسته‌ام 249 ( رباعى ) هرچند هست كيسهء من از درم تهى * لاكن چو قانعم به حقيقت توانگرم . . . 66 بيا تا ببينى كه من برچه حالم * كه از مويه چون موى و از ناله نالم 744 در سر دارم كه بندگىهات كنم ( مصراع از رباعى ) 706