سديد الدين محمد عوفى
813
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
نيست عيبى آفتاب چرخ را * گر كسى گويد مر او را كوزن است . . . 664 تيرگى اين صفه روشنتر شود لاكن هنوز * چشم عبرتبين ما را سرمه اندر هاون است . . . 71 گرچه ما را نفاق نيكو نيست * اندرين عهد ما نفاق به است . . . 183 صاحب عادل نظام الملك عالى رتبتى * كآسمان ملك را راى منيرش خور شده است . . . 76 گريز از چو تو پادشه ننگ نيست ( مصراع ) 645 يك قطره ز آب شرم و يك ذره حيا * در چشم و دلت خداى داناست كه نيست 674 ( از رباعى ) امروز كه روز خسرو ماضى نيست * خرمتر از آنكه چون توى قاضى نيست . . . 578 ( رباعى ) صحبت ابلهان چو ديگ تهى است * اندرون خالى و برون سيهى است 342