سديد الدين محمد عوفى
750
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
به قاضى روى و سوگند خورى « 1 » ، خصومتى قائم شود و بدنامى حادث گردد ، و اگر يك كس باور دارد « 2 » ده « 3 » كس ديگر گويند كه سوگند « 4 » به دروغ خورد . صواب آن بود كه معتمد او را بخوانى و به تكليف او را بفرمايى تا سر آن بگشايد و بنمايد « 5 » كه در آنجا چيست ، پس آن را نسختى كنى « 6 » و نگاه دارى تا از غائله دور باشد « 7 » . مرد را « 8 » اين سخن « 9 » صواب نمود « 10 » . پس غلام را تكليف كرد تا سر صندوق را بگشايد « 11 » ، و غلام آگاه نبود كه خواجهء او در آنجاست چارهاى نديد از گشادن صندوق « 12 » ، و پس « 13 » سر « 14 » صندوق بگشاد . جوان سر برآورد « 15 » ، و از غايت خجالت چنان شده بود كه سخن نمىتوانست گفت ، و آن مرد نيز متحير شد . زن « 16 » گفت : اى خواجه اين جوان را گناهى « 17 » نيست و اين « 18 » من كردهام و غرض آن بود كه تو در محافظت من مبالغت مىكردى « 19 » و من بارها گفتم كه زن را نگاه نتوان داشت « 20 » ، و تو مرا باور نداشتى و اگر مرا در دل غائلهاى بودى تو به دست خود شاهدى آورده بودى و در خانه
--> ( 1 ) - متن + و ( 2 ) - مپ 2 : گويد راست خورد ( 3 ) - مج : دو ( 4 ) - مج - كه سوگند ( 5 ) - مپ 2 : و به حضور او سر صندوق را بگشايى و بدانى ( 6 ) - مپ 2 : و تفصيل كنى ( 7 ) - متن و مپ 2 - تا از غائله دور باشد ( 8 ) - متن - راه ( 9 ) - متن + را ( 10 ) - مج + و سخن زن را بپسنديد ( 11 ) - متن و مج : بگشايد ( 12 ) - متن از گشادن صندوق ( 13 ) - مپ 2 و مج : و چون ( 14 ) - مپ 2 و مج - سر ( 15 ) - مپ 2 و مج : بركرد ( 16 ) - متن - زن ( 17 ) - مج : هيچ عيب ( 18 ) - مج : و آنچه كردهام ( 19 ) - مپ 2 : از حد مىبردى ، مج : واجب مىدارى ( 20 ) - مپ 2 + و زبدى در پناه نتوان داشت ، زانكه ابليس يار ايشان است .