سديد الدين محمد عوفى

751

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

نشانده « 1 » ، من ترا بر گشادن اين قفل تحريض نكردمى . اما غرض من برهان دعوى عفت خود بود « 2 » ، اكنون مرا به من بگذار و دست از مضايقت بدار ، بيت : هيچ زن را نگاه نتوان داشت * و زبدى در پناه نتوان داشت زانكه ابليس يار ايشان است « 3 » * زين سبب مكر كار ايشان است حكايت مكرهاى زنان بسيارست و لطايف غدرهاى ايشان بيشمار و كتاب سندباد كه از مشاهير كتب است تمامت آن مشتمل است بر مكرهاى زنان و در چند كتب مشهور چون كليله و دمنه و غير آن حكايات نادر غريب درين باب مسطورست و ايراد آن جمله به سبب شهرت در توقف افتاد و بدين قدر اختصار نموده شد « 4 » . و با اين همه اگر زن در مكر و غدر موى شكافد هرگز به تار موى مردان « 5 » نرسد « 6 » . مرد فرد آن باشد كه زن زمانهء نامردم راه مرديش « 7 » نزند ، با آن شيوه‌هاى رعنا و ناشزهء « 8 » دنيا را در حكم خود آورد و چون مردانش بدارد ، و غرور او نخرد « 9 » و فايده او ببرد . چنان كه امروز درين عصر خداوند خواجهء جهان و دستور صاحبقران ملك ملوك الوزرا سيد سادات الكبرا ابو المكارم و المفاخر محمد بن ابو سعد الجنيدى است ضاعف اللّه [ جلاله . . . ] . . . زيباى دولت در حجر حشمت خود چنان مىدارد كه نظر حوادث نامحرمان بر آن نمىافتد « 10 »

--> ( 1 ) - متن - تو بدست . . . نشانده ( 2 ) - متن - بود ( 3 ) - مج : مصرع دوم بيت اول و اين مصرع را ندارد ( 4 ) - متن - و لطايف عذرهاى . . . اختصار نموده شد ( 5 ) - مج : مرد ( 6 ) - مپ 2 : درنرسند ، مج : درنرسد ( 7 ) - مج : مرد ريش ، تصحيح قياسى است ( 8 ) - مج : ماثره . تصحيح قياسى است ( 9 ) - مج : بخرد ، تصحيح قياسى است ( 10 ) - سه نسخه متن و مپ 2 و بنياد : از : مرد فرد آن باشد . . . تا نظر حوادث نامحرمان بر آن نمىافتد . و نسخه فا از حكايت مكرهاى زنان . . . تا نظر حوادث نامحرمان بر آن نمىافتد را فاقد است