سديد الدين محمد عوفى
366
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
خيال او درآوردند « 1 » ، و خانهاى بود از آن زالى در جوار آن « 2 » و آن را « 3 » در آن شكل « 4 » مىبايست تا آن كوشك « 5 » تمام « 6 » شود و « 7 » مربع آيد « 8 » . پس پيرزن را « 9 » گفت « 10 » : اين خانه را به فروش . گفت : نفروشم كه فرزندان خرد دارم « 11 » و اين خانه مسكن « 12 » و عورتپوش ايشان است . روزى آن « 13 » پيرزن غايب بود « 14 » و چون بازآمد خانهء خود « 15 » را فرو آورده ديد « 16 » . پيرزن از آن « 17 » عظيم « 18 » برنجيد و به « 19 » آب ديده روى به آسمان كرد و گفت : الهى إن كنت غائبا فكنت حاضرا ؛ بار « 20 » خدايا « 21 » اگر « 22 » من غايب بودم تو حاضر « 23 » بودى . همين كه اين « 24 » مناجات « 25 » بكرد امير بر سر آن عمارت نشسته بود زلزله درآمد و آن بنا را « 26 » تمامت « 27 » بر زمين « 28 » انداخت و « 29 » آن پادشاه در زير سنگ
--> ( 1 ) - متن و مپ 2 و مج - به نظر خيال او درآورند ( 2 ) - مج - در جوار آن ، بنياد : بر كنار واقع بود ( 3 ) - متن - آن را ، مج - را ، بنياد : كه ( 4 ) - متن و مپ 2 و مج - آن شكل ( 5 ) - مج - آن ، بنياد - آن كوشك ( 6 ) - بنياد : درست ( 7 ) - مج - تمام شود و ( 8 ) - مج : آمدى ( 9 ) - بنياد + طلبيد و ( 10 ) - بنياد + بيا و ( 11 ) - بنياد : من خردند ( 12 ) - مج + من است ( 13 ) - مپ 2 - آن ( 14 ) - بنياد + فرمودند كه خانه او را كندند پيرزن ، متن + و ( 15 ) - مج - خود ( 16 ) - مج : فرود آورده بودند ، بنياد - خانهء خود را فرود آورده ديد ، مپ 2 : ديد فرود آورده ( 17 ) - متن و مج : چون آن ، مج + حال بديد ، بنياد : آن حادثه بديد ( 18 ) - مپ 2 : بغايت ( 19 ) - مج : با ( 20 ) - مج - بار ( 21 ) - مپ 2 : خداى ، مج : الها ( 22 ) - مج - اگر ( 23 ) - مج + و ناظر ( 24 ) - بنياد - اين ( 25 ) - مپ 2 و مج و بنياد + تمام ( 26 ) - مج - را ( 27 ) - مپ 2 - تمامت ، مج : تمام ( 28 ) - مپ 2 : سر + او ( 29 ) - مج : افتاد ، بنياد : ريخت