سديد الدين محمد عوفى
367
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
آمد « 1 » و هلاك شد تا عاقلان را « 2 » معلوم شود كه ظلم پايدار نباشد . آنچه يك پيرزن كند به سحر * نكند صد هزار تير و تبر حكايت ( 7 ) آوردهاند كه « 3 » اسفهسالارى « 4 » با اتباع خود به خانهء يكى از شيوخ فرود آمد . خداوند خانه گفت : من منشورى « 5 » دارم « 6 » ، به خانهء من فرود ميا « 7 » و ظلم مكن . گفت « 8 » : منشور بنماى . مرد در خانه رفت و مصحف برداشت « 9 » و در پيش او آورد « 10 » و باز كرد و اين آيت « 11 » برآمد « 12 » يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا « 13 » وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها « 14 » . آن سپهسالار « 15 » گفت : من پنداشتم كه منشور « 16 » امير دارى ، و بدان التفات نكرد و به خانهء « 17 » او « 18 » فرود آمد و آن شب به قولنج « 19 » هلاك شد « 20 » . حكايت ( 8 ) و يكى از ظلمهاى حجاج آن بود كه سعيد جبير « 21 » را رضع « 22 » كه از كبار تابعين بود بكشت ، و « 23 » چنين گويند كه : سرهنگى را با بيست
--> ( 1 ) - بنياد : خاك مذلت آمد ، مپ 2 - و آن پادشاه در زير سنگ آمد و ( 2 ) - مج : عالميان را ( 3 ) - مپ 2 - آوردهاند كه ( 4 ) - مج و بنياد : سپهسالارى ( 5 ) - مج : منشور ( 6 ) - متن + و ( 7 ) - متن : فرومياى ، بنياد : ميا ( 8 ) - مج - گفت ( 9 ) - مج : بياورد ( 10 ) - مج - و در پيش او آورد ( 11 ) - بنياد + را ( 12 ) - بنياد : بر او خواند ( 13 ) - متن و مپ 2 - تسانسوا ( 14 ) - بنياد - و تسلموا على اهلها ( 15 ) - مج : سالار ( 16 ) - بنياد : تو حكم ( 17 ) - مپ 2 - به خانه ( 18 ) - متن و مپ 2 - او ، بنياد : آن مرد ( 19 ) - مپ 2 : قولج + بگرفت و ، مج : قولنجش + بگرفت و ( 20 ) - مج + و اللّه اعلم ( 21 ) - متن و مپ 2 : خبير ( 22 ) - بنياد - رضع ( 23 ) - مپ 2 - و