سديد الدين محمد عوفى
365
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
آمد به سبب ظلم « 1 » بسيار كه « 2 » بر خلق كرده بود « 3 » خلق از مردن او شادمان « 4 » بودند . پس خادمى از خادمان خود را برون فرستاد و گفت : بنگر « 5 » تا « 6 » مردمان از « 7 » مرگ من شاد مىشوند « 8 » ؟ آن خادم باز آمد و گفت : بغايت « 9 » خوشدلند و شماتت مىكنند . حجاج بفرمود تا ندا « 10 » كنند كه : حجاج سوگند مى - خورد « 11 » كه فردا من بيرون « 12 » شهر خيمه خواهم زد و آنجا خواهم رفت « 13 » و از آنجا برنخيزم تا همه « 14 » به « 15 » نزديك من نيايند « 16 » ، و اين لفظ استعارت « 17 » بود كه گفت « 18 » يعنى شماتت مكنيد « 19 » كه همه را اين روز پيش است و همه را از دنيا رحلت خواهد بود « 20 » . بيت بر مايدهء جهان چو خوردى « 21 » و شكست * برخيز كه « 22 » ديگران بخواهند نشست حكايت ( 6 ) آوردهاند كه ملكى بود ظالم و خواست تا قصرى بنا كند ، پس « 23 » مهندسان را بخواند تا شكل آن را بر صفحهء خاك « 24 » كشيده « 25 » به نظر
--> ( 1 ) - مج + كه ( 2 ) - مج - كه ( 3 ) - مپ 2 - بسيار كه بر خلق كرده بود + او ( 4 ) - مج : شادان ( 5 ) - متن و مج و بنياد + كه ( 6 ) - بنياد - تا ( 7 ) - مپ 2 : نيز ( 8 ) - متن و مج و مپ 2 و بنياد : شادمانند ( 9 ) - بنياد + خرم و ( 10 ) - مپ 2 و مج و بنياد : منادى ( 11 ) - مپ 2 : خورد ، مج : ياد كرده است ( 12 ) - مج : بردر ( 13 ) - مپ 2 - و آنجا خواهم رفت ( 14 ) - مج + را ( 15 ) - مج - به ( 16 ) - مج : نيارند ( 17 ) - مج : استعارتى ( 18 ) - مج : كرد ( 19 ) - مج : مىكنند ( 20 ) - مج - و همه را از دنيا رحلت خواهد بود ( 21 ) - مج : خورى ( 22 ) - مج - كه ( 23 ) - مج - پس ( 24 ) - متن و مپ 2 و مج - بر صفحهء خاك ( 25 ) - متن : در كشيدند ، مپ 2 : بركشيد ، مج : بكشيدند