سديد الدين محمد عوفى
587
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
سبب خدمت ايشان « 1 » نبودى درين حضرت ملازم « 2 » بودمى . پادشاه « 3 » گفت : چيزى « 4 » نويس تا مادر و پدر اينجا آيند . روزبه چيزى « 4 » نوشت « 5 » و مادر و پدر را استدعا كرد و حال دلدارى و تفقد آن پادشاه بازنمود « 6 » . از عجايب اتفاقات « 7 » مرين پادشاه را خصمى پديد آمد ، و در ولايت او تاختن آورد . پادشاه لشكرى براى دفع آن خصم نامزد كرد « 8 » و درگاه خالى ماند . شبى « 9 » روزبه را بخواند و آن شب در نشاط شراب با وى « 10 » بسر برد . چون بهروز قصد خواب كرد روزبه با خود گفت « 11 » امشب جانداران حاضر نيند ، صواب آن باشد كه من تا به روز « 12 » بيدار باشم « 13 » و شرط حراست بهجاى آورم « 14 » . پس شمشير كشيد و بر سر بالين شاه « 15 » بنشست ، و چون لشكر برفتند و بىغرض و مقصود بازگشتند « 16 » ، بعضى از خواص را « 17 » بفرستادند تا پادشاه را التماس كنند تا به نفس خود حركت فرمايد . چون خاصگيان « 18 » برسيدند شاه را « 19 » خفته ديدند و روزبه را « 19 » با شمشيرى كشيده بر بالين او ايستاده . بانگ بر وى زدند و گفتند : مگر قصد پادشاه داشته است . او را بربستند و چون « 20 » پادشاه از خواب
--> ( 1 ) - مپ 2 : اين ، مج : خدمت ايشان فريضه ( 2 ) - مپ 2 : در خدمت ( 3 ) - مپ 2 + بهروز ( 4 ) - مج : خبرى ( 5 ) - مپ 2 : رقعهاى در قلم آورد ( 6 ) - مپ 2 - و حال دلدارى . . . نمود ( 7 ) - مپ 2 : از اتفاق ( 8 ) - مپ 2 : پادشاه براى دفع او لشكر كشيد ( 9 ) - متن : پادشاه ( 10 ) - متن : روزى ( 11 ) - مپ 2 : انديشيد ( 12 ) - مپ 2 - تا بهروز ( 13 ) - مج : دارم ، مپ 2 + تا روز ( 14 ) - مپ 2 - و شرط حراست بهجاى آورم ( 15 ) - مپ 2 + بهروز ( 16 ) - مپ 2 - و بىغرض و مقصود بازگشتند ، مج : مراجعت نمود ( 17 ) - متن - را ( 18 ) - مپ 2 : خواص ( 19 ) - مپ 2 و مج - را ( 20 ) - مپ 2 - و چون