سديد الدين محمد عوفى
586
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
را تشريف داد و در رواتب او درافزود « 1 » ، و مرد جوهرى مر روزبه را علم خود مىآموخت و صلاح و فساد آن به وى مىنمود « 2 » ، چندانكه او را در آن علم « 3 » بصارتى حاصل شد « 4 » ، پدر او را مايه داد و به بازرگانى فرستاد ، و از اتفاق بدان شهر آمد كه برادر او آنجا بود . و در آن شهر « 5 » پادشاه وفات يافته بود ، و بهروز « 6 » را ولىعهد « 7 » كرده بود « 8 » و بهروز پادشاهى مىراند . و رعايا را آسوده مىداشت « 9 » . روزبه به خدمت او آمد به قماش فروختن « 10 » و به سبب طول مدت يكديگر را نشناختند . پس شاه بهروز فرمود تا روزبه را « 11 » علوفه دادند و جواهر او را به بهاى تمام « 12 » بخريد و روزبه بدان سود بسيار كرد « 13 » ، و پادشاه به وى پيغام داد كه مىبايد كه در خدمت من ساكن باشى تا اسباب فراغت تو مهيا دارم . روزبه گفت : خدمت پادشاه بر من واجب است ، و لكن مانعى دارم و همانا آنكه « 14 » مادر و پدر به من « 15 » مؤانستى « 16 » تمام دارند و خدمت ايشان بر خود فريضه شناسم « 17 » ، و اگر
--> ( 1 ) - مپ 2 - و در رواتب او درافزود ، مج : و در رعايت او درافزود ( 2 ) - مپ 2 - و صلاح و . . . مىنمود ( 3 ) - مج + مهارتى و ( 4 ) - مپ 2 : بحاصل شد ، متن + چون فرزند را در علم خود بكمال داد ، مج + مپ 2 - و چون به علم خود مايهاى بكمال يافت ( 5 ) - مپ 2 و مج : و آن ( 6 ) - مپ 2 : برادرش ( 7 ) - مپ 2 و مج + خود ( 8 ) - متن : كرده بودند ، مپ 2 - بود ( 9 ) - مپ 2 - و رعايا را آسوده مىداشت ( 10 ) - متن و مج - به قماش فروختن ( 11 ) - مج + منزل و ( 12 ) - مپ 2 : نيكو ، مج : تمام بها ( 13 ) - مپ 2 - و روزبه بدان سود بسيار كرد ( 14 ) - مپ 2 : آنست كه ( 15 ) - مج : من بديدار من ( 16 ) - مج : مؤانست ( 17 ) - مپ 2 - و خدمت ايشان . . . شناسم