سديد الدين محمد عوفى
579
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
تخت عرش قوائم به ادا رسانيد « 1 » . فرمان صادر شد تا قاضى را با استادكار او جمال ترسا « 2 » بر شتران گرگين نشانند و به تعذيبى « 3 » هرچه تمامتر در بازار حضرت « 4 » دهلى تشهيرى كردند « 5 » ، و ايشان را فرمود تا ندا مىكردند كه : هركس كه درين حضرت به دروغ سعايت مردمان كند سزاى او اينست ، و چون از شهر گشت دهلى فارغ « 6 » آمدند « 7 » فرمان صادر شد تا ايشان را به هندوستان برند و در هر شهرى از شهرها همچنين تشهير كنند و آن حكم به امضا رسيد ، و آنهمه « 8 » به حسن عنايت و يمن كفايت صاحب صاحبقران و آصف سليمان زمان ، نظام الملك قوام الدولة و الدين ملك ملوك الوزرا آزره الاسلام بمكانه بود « 9 » ، كه در روزگار عدل او ساعى و غماز كه « 10 » چون مار دو زبان زهرانداز بودندى « 11 » چون ماهى بىزبان گشتهاند . و مضرب و نمام كه چون راسو از هرسو سر برزدندى « 12 » چون خارپشت سر دركشيدهاند « 13 » و زهرهء گفتار به غمز و سعايت ندارند « 14 » بيت صاحب عادل نظام الملك آن دريادلى * كافتاب رأى او بر ماه طنازى كند
--> ( 1 ) - مج : بازراند ( 2 ) - مج + را ، مپ 2 - او جمال ترسا ( 3 ) - متن : به تعدى ، مپ 2 : به تعدييى ( 4 ) - مپ 2 - حضرت ( 5 ) - مپ 2 : بگردانند ، مج : تشهير كردند ( 6 ) - متن و مپ 2 - سعايت و مردمان . . . شهر گشت دهلى فارغ ( 7 ) - مپ 2 : ظاهر شدند ( 8 ) - متن و مپ 2 : هم ( 9 ) - مپ 2 : كه از راه اسلام يگانه بود ، مج : ازّر الاسلام بمكانه ( 10 ) - متن و مپ 2 - كه ( 11 ) - متن و مج + و ( 12 ) - مج + و ( 13 ) - مج : دركشيده ماندندى ( 14 ) - مپ 2 و مج - و زهره گفتار به غمز و سعايت ندارند