سديد الدين محمد عوفى

571

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

را صد « 1 » هزار درم « 2 » بدهند ، و هارون خداى را شكر بسيار گفت بر آنكه « 3 » بى تأمل حكم « 4 » نفرمود . حكايت ( 8 ) در تاريخ ناصرى آورده است « 5 » كه در آن وقت كه نوبت تخت غزنين به امير عبد الرشيد رسيد غلام بچه‌اى داشت كه او را تومان گفتندى متهور « 6 » و دون‌همت و ظالم بود « 7 » ، و امير « 8 » عبد الرشيد با وى نيكو « 9 » بود ، و او را بركشيد و منزلتى رفيع نهاد . و او در ملك تسلط و تبسط آغاز كرد و چون او فرومايه و ناكس بود در قلع و استيصال بزرگان كوشيدن گرفت « 10 » و بو سهل زوزنى را عنايت كرد تا بر خواجهء حضرت « 11 » و وزير مملكت عبد الرزاق احمد « 12 » ميمنتى رقعه‌ها داد و او را مصادره كردند و برادر خود را كه او را مبارك « 13 » گفتندى عنايت كرد و « 14 » چند شغل « 15 » از ولايت برشاور « 16 » به وى داد ، و ساعيان و غمازان را تربيت مىكرد و بازار شريران « 17 » و نمامان و مضربان رواجى تمام يافت كه « 18 » ايشان توفيرات « 19 » دروغ بازمىنمودند « 20 » و ولايت خراب مىشد . و صاحب بريد ديه‌ها « 21 » را در مقاطعه آورد و پيش از آن ، كس

--> ( 1 ) - مپ 2 - صد ( 2 ) - مج : دينار ( 3 ) - مج : بدانكه ( 4 ) - مج : حكمى ( 5 ) - مج : آورده‌اند در تاريخ ناصر الدولة و الدين ( 6 ) - متن و مپ 2 : مقهور ( 7 ) - مپ 2 و مج - بود ( 8 ) - مپ 2 - امير ( 9 ) - مج : نيك ( 10 ) - مج + هركس كه در ملك شهامتى و كفايتى داشت جمله فروماليد ( 11 ) - مپ 2 - حضرت ( 12 ) - مج - احمد ( 13 ) - مپ 2 + مردى ، مج + بو ابراهيمى ( 14 ) - مپ 2 - عنايت كرد و ( 15 ) - مج + ديگران ( 16 ) - مپ 2 - برشاور ، مج : برشور ، شايد پيشاور باشد ( 17 ) - متن + را ( 18 ) - مج : چه ( 19 ) - مج : توفيران ( 20 ) - مپ 2 - كه ايشان . . . نمودند ( 21 ) - مج : ديها