سديد الدين محمد عوفى

572

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

آن عمل « 1 » را مقاطعه نكرده بود « 2 » ، و يكى بود از جملهء غمازان « 3 » كه به غمز و سعايت جهان را بسوخت و ولايت خراب كرد « 4 » و « 5 » او را خطيب لوت « 6 » گفتندى « 7 » . و امير عبد الرشيد مر خواجه ابو طاهر سيد حسين على بن مه زن « 8 » را « 9 » تربيت كرد و صاحبديوانى مملكت به وى داد و خواجه حسين آن كار « 9 » به رفق « 10 » و « 11 » كفايت ، و امانت مىپرداخت ، و چون سه ماه از تقلد « 12 » شغل او برآمد سلطان او را بفرمود : كه ترا به طرف هندوستان بايد رفت و اموال آن موضع را « 13 » در « 14 » تحصيل رسانيدن « 15 » و به حضرت مراجعت كردن « 16 » . و خواجه ابو طاهر به « 17 » هندوستان رفت و به هرطرف كه رسيد گماشته‌اى ديد از آن « 18 » تومان كه خلق را رنجه مىداشت و كارها را ضبط كرده بود « 19 » و پريشانى هرچه تمامتر در اعمال و اشغال پديد آمده بود ، و خواجه ابو طاهر حسين « 20 » اين احوال در قلم مى « 21 » آورد و به صاحبديوان رسالت مى « 21 » نوشت ، و صاحبديوان رسالت در آن

--> ( 1 ) - مج : عمال ( 2 ) - مپ 2 - و صاحب بريد . . . نكرده بود ( 3 ) - متن : فتانان ( 4 ) - متن : و شرت ؟ ؟ ؟ مشهور بود ، مپ 2 - از جمله غمازان . . . و خراب كرد ( 5 ) - مپ 2 : كه ( 6 ) - مپ 2 : لوف ( 7 ) - مج - و او را . . . گفتندى ( 8 ) - متن و مپ 2 - و امير عبد الرشيد . . . . . . . . . . مه‌زن ، متن + او ( 9 ) - متن و مج + را ( 10 ) - مپ 2 و مج : بر وفق ( 11 ) - مپ 2 و مج - و ( 12 ) - مپ 2 - تقلد ، مج : تقليد ( 13 ) - مپ 2 - آن موضع را ، مج - را ( 14 ) - مپ 2 و مج : به ( 15 ) - مج : بايد رسانيد ( 16 ) - مج : بايد كرد ( 17 ) - متن و مج + طرف ( 18 ) - مپ 2 - آن ( 19 ) - مپ 2 - و كارها را ضبط كرده بود ( 20 ) - مپ 2 - حسين ( 21 ) - مپ 2 - مى