سديد الدين محمد عوفى
566
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و اين اعفاء « 1 » و احتمال « 2 » بدان سبب بود كه بر پادشاه « 3 » واجب است كه با مجرمان به كرت اول طريق عتاب مسلوك دارند « 4 » و اگر بار ديگر معاودت كنند از عتاب به عقاب گردانند « 5 » ، و نخواهيم « 6 » كه هيچكس در حضرت ما ازين نوع « 7 » سخن راند كه به نزديك من هيچكس بتر از ساعى و نمام « 8 » و غماز نبود « 9 » ، كه اگر راست گويد سخن بىحاجت گفته باشد و اگر دروغ گويد « 10 » بهتان باشد ، و بدين كلمات محبت امير المؤمنين در دلهاى خلق متمكن شد . حكايت ( 4 ) آوردهاند كه عبد الملك مروان مر قبيصه « 11 » دواتدار « 12 » را « 13 » بهجاى « 14 » وزرا داشت و او را در خدمت او به محل عالى دستى بلند بود « 15 » . روزى او را گفت : يا قبيصه ترا برگزيدم و به قربت حضرت خود اختصاص دادم و آن شرف ارزانى داشت « 16 » كه هر مصلحتى كه خواهى در حضرت ما به موقف عرضه رسانى و بىحشمت سخن خويش و سخن مردمان « 17 » عرضه « 18 » دارى ، و واثق باش در آنچه تو با ما بازگويى و از حضرت ما التماس نمايى همه مسموع خواهد بود « 19 » . و لكن بايد كه از سه چيز اجتناب نمايى
--> ( 1 ) - مپ 2 : عفو ، مج : اعتفا ( 2 ) - مپ 2 - و احتمال ( 3 ) - مج : پادشاهان ( 4 ) - مپ 2 : دارد ( 5 ) - مج : گردانيد ( 6 ) - مج : نخواهم ( 7 ) - مپ 2 - نوع ، مج : انواع ( 8 ) - مپ 2 و مج - نمام ( 9 ) - مپ 2 : نيست ، مج : نباشد ( 10 ) - مج + محض ( 11 ) - متن : منصور ، مپ 2 : قصيه ( 12 ) - مج : بن ذويب ( 13 ) - متن - را ( 14 ) - مپ 2 و مج : به جايگاه ( 15 ) - مپ 2 - و او را در . . . بلند بود ، مج : و او را در حضرت او محلى عالى و رتبتى بلند بود ( 16 ) - مپ 2 - و آن شرف . . . داشت ، مج : داشتم ( 17 ) - متن و مپ 2 - عرضهرسانى و بىحشمت . . . مردمان ( 18 ) - مپ 2 : عرض ( 19 ) - مپ 2 - و از حضرت ما . . . بود