سديد الدين محمد عوفى

567

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

تا رضاى ما با تو به سخط مبدل « 1 » نشود . قبيصه گفت آن سه چيز كدام است ؟ امير المؤمنين بدان اشارت مىفرمايد تا از عرض آن اجتناب نموده آيد . فرمود كه : در حضرت من دروغ نگويى كه مرد دروغگوى در چشمها خوار بود و مردمان بر وى اعتماد نكنند ، و دوم آنست كه مرا در مواجههء « 2 » من نستايى كه من خويشتن را به از تو دانم و بدانچه مرا بستايى نه معروف « 3 » شوم و نه مسرور ، و سوم آنست كه در حضرت ما غمز و سعايت نكنى و از حشم و رعيت در پيش ما بد نگويى . چه اگر سعايت از رعيت كنى چون من « 4 » با ايشان بد شوم و ايشان را به هر خيانتى ادب كنم دلها « 5 » از دوستى من نفور شود ، و اگر اين « 6 » سعايت از « 7 » حاشيه و خدم من كنى خاطر من با ايشان بد شود « 8 » و ايشان « 9 » خائف گردند و اهمال « 10 » و اختلال در مصالح ملك من « 11 » پديد آيد . و اگر كسى درين حكايت تأمل نمايد و بناى دولت خود برين نهد « 12 » اساس « 13 » اقبال او از انهدام و مواد جلال « 14 » او از انعدام مصون ماند . حكايت ( 5 ) آورده‌اند كه وقتى ساعيى قصه‌اى رفع كرد به امير المؤمنين معتصم « 15 » كه : يكى از وجوه « 16 » لشكريان به رحمت حق پيوست و مالى بىنهايت گذاشت و پسرى خرد دارد و او را حالى از آن مال انتفاعى نيست « 17 » ، اگر فرمان بود تا بعضى از آن مال در خزانه آورند تا سبب عمارت

--> ( 1 ) - مج : متبدل ( 2 ) - مج : مواجه ( 3 ) - مج : مغرور ( 4 ) - مپ 2 - چون من ، مج : چون ايشان من ( 5 ) - متن + ايشان ( 6 ) - مج : آن ( 7 ) - مج - از ( 8 ) - مج : به خاطر من بدى پديد آيد ( 9 ) - مپ 2 - و اگر اين سعايت . . . ايشان ( 10 ) - مپ 2 - و اهمال ( 11 ) - مپ 2 - من ، مج - ملك من ( 12 ) - متن : نهادن ( 13 ) - متن : آسايش و ، مپ 2 - اساس ( 14 ) - مج : جواد و جلال ( 15 ) - مج + رضوان اللّه عليه ( 16 ) - مپ 2 - وجوه ( 17 ) - مپ 2 : ندارد