سديد الدين محمد عوفى

514

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بود و من به خدمت او رفتم و « 1 » بر وى « 2 » سلام گفتم ، امير المؤمنين حسين « 3 » پيش « 4 » من برخاست « 5 » و مرا تبجيل نمود و دست مرا داد . خواستم تا بوسه بر دست و پاى مبارك « 6 » او زنم ، فرمود كه : اگر مسكر نخورده بودى اجازت دادمى تا بوسه بر دست من دادى « 7 » . گفتم : اى سلالهء طاهرهء نبوت و اى لالهء چمن رسالت « 8 » من بر دست تو توبه كردم كه هرگز مسكر نخورم . آنگاه امير المؤمنين حسين « 9 » رضع « 10 » دست مبارك خود « 11 » مرا داد و ببوسيدم و از غايت ذوق و راحت « 12 » از خواب درآمدم . پس از ساعتى بندار بيدار شد و خروش و فرياد از ايشان برخاست . من گفتم : ترا چه بوده است ؟ گفت : اين ساعت امير المؤمنين حسين را در خواب ديدم كه تنها از مسجد برون مىآمد ، مرا بديد گفت : اى ملعون در جهان از ناحفاظى كس ديگر را نيافتى كه قصد خاندان ما كردى ؟ و به خشم طپانچه بر روى من زد و چون بيدار شدم « 13 » روى من به آتش مىسوخت « 14 » ، و دختر قاسم همى گريست و زارى مىكرد . پس گفت : من توبه كردم كه هرگز به ناحفاظى

--> ( 1 ) - مپ 2 - در مسجد تنها . . . او رفتم و ( 2 ) - متن و مج : او را ( 3 ) - مپ 2 - امير المؤمنين حسين ( 4 ) - مپ 2 + پاى ( 5 ) - مج - و من به خدمت او رفتم . . . پيش من برخاست ( 6 ) - مپ 2 - و پاى مبارك ، مج - مبارك ( 7 ) - مپ 2 - تا بوسه بر دست من دادى ، مج : تا بوس به دست من دادى ( 8 ) - مپ 2 - و اى لالهء چمن رسالت ( 9 ) - مج : امير الحسين ، بنياد : امام معصوم ( 10 ) - مج - رضع ، بنياد : ع ، مپ 2 - آنگاه امير المؤمنين حسين رضع + پس رها كرد تا ( 11 ) - مپ 2 و مج - مبارك خود ( 12 ) - مپ 2 - از غايت ذوق و راحت ( 13 ) - مج + مىپندارم كه ( 14 ) - مج : مىسوزد