سديد الدين محمد عوفى

515

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

در كس ننگرم و جز شوهر خود را مطاوعت نكنم . و مىگويند كه بندار به خانه رفت و آن روز همهء روز در رنج و درد بود و نماز ديگر روى او سياه گشت و زبانش بسته شد و بعد از سه روز وفات كرد و آن زن بعد از بندار به شانزده روز « 1 » بمرد و من بدان توبه ثبات كردم ، و خداى عزوجل كار بر من بگشاد و درهاى روزى بر من مفتوح گشت « 2 » و از محنت به راحت افتادم و به نشابور بازگشتم و عمر در فراغت گذرانيدم تا عاقلان را معلوم شود كه گفته‌اند بيت هركه او ناحفاظ و بد كيش است * به يقين دان كه خوار و درويش است حكايت ( 3 ) عبد الكريم فاريابى گفت : وقتى مرا « 3 » عسرتى « 4 » روى نمود و اوام « 5 » بسيار گرد آمد « 6 » و من از پيش غرما بگريختم و به طرف هندوستان رفتم ، و در راه با رفقا « 7 » همراه شدم و در ميان ما مردى بود كه او را سنكو « 8 » نام بود و زنى داشت كه او را ادركه « 9 » خواندندى ، و آن زن صورتى زيبا داشت و جمالى رايق « 10 » و لكن زنكى بدچشم « 11 » و بلا به كار « 12 » بود و سنكو او را دوست مىداشت و بدان سبب هرچه بكردى ناديده آوردى « 13 » و برشكستى « 14 » .

--> ( 1 ) - مپ 2 : دو هفته ديگر ( 2 ) - مپ 2 - و درهاى روزى بر من مفتوح گشت . ( 3 ) - مپ 2 + دست‌تنگى و ( 4 ) - مپ 2 : عسرى ( 5 ) - مپ 2 : وام ( 6 ) - مپ 2 : داشتم ، مج : برآمد ( 7 ) - مج : بر فقه ( 8 ) - مج و بنياد : شنكو ( 9 ) - مج : درك ، بنياد : ورك ( 10 ) - متن و بنياد : لايق ، مپ 2 - و جمالى رايق ( 11 ) - مپ 2 - بدچشم ، مج : پليد چشم ( 12 ) - متن و بنياد : لابه‌كار ، مج : بدكاره ( 13 ) - مپ 2 و بنياد : انگاشتى ، مج - ناديده آوردى ( 14 ) - مپ 2 - و برشكستى ، بنياد : و به روى خود نياوردى