سديد الدين محمد عوفى
513
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
خاصه در خاندان پيغمبر صلعم ، و نيز حق ممالحت گزاردن « 1 » بر ارباب همت واجب است « 2 » . هرچند با وى اين معنى بگفتم البته مفيد نبود . و چون شب درشكست « 3 » و جمله مستان شدند جامهء « 4 » ما بر بام « 5 » راست كردند و ما بخفتيم . نيم شب كلثوم را ديدم كه به بام برآمد ، و اول به نزديك من آمد « 6 » چون مرا ديده بود و سخن من شنيده او را به من ميلانى « 7 » پديد آمد « 8 » . چون بر بستر من بنشست من راست بنشستم و گفتم : اى سيده ؛ بدان كه من هرگز قصد تو نكنم به دو سبب : يكى آنكه شوهر تو دوست من است و من نمك او را هرگز ضايع نكنم « 9 » ، و ديگر آنكه من شرم دارم « 10 » كه در خاندان رسول عليه السلام « 11 » خيانت كنم . كلثوم به خشم « 12 » از بستر من برخاست و سوى بندار رفت و بر بستر او بخفت ، و چون بندار بيدار شد و او را بديد او را در خود كشيد « 13 » و با هم درآويختند « 14 » و من چشم فراز كردم كه « 15 » آن را كاره بودم و همچنان در خواب شدم . امير المؤمنين حسين بن على را « 16 » رضى اللّه عنه « 17 » در خواب ديدم كه در مسجد تنها نشسته
--> ( 1 ) - بنياد : كردن ( 2 ) - مپ 2 - و نيز حق ممالحت . . . واجب است ( 3 ) - متن و مپ 2 : درگذشت ( 4 ) - مپ 2 : جاى ، مج + خواب ( 5 ) - بنياد - ما ( 6 ) - مپ 2 - و اول به نزديك من آمد ، مج : قصد من كرده و به نزديك من آمد ( 7 ) - مپ 2 : ميل ، مج : ميدانى ( 8 ) - مپ 2 : افتاد ، مج : آمد ( 9 ) - مپ 2 - به دو سبب . . . هرگز ضايع نكنم ( 10 ) - مپ 2 : از خداى بترسم ، مج + از خداى بترسم ( 11 ) - بنياد : ص ( 12 ) - مپ 2 - به خشم ( 13 ) - مپ 2 - و چون بندار بيدار شد . . . در خود كشيد ( 14 ) - مج : درآميختند ( 15 ) - مج : چه ( 16 ) - مپ 2 - ابى على ، مج - را ( 17 ) - بنياد : عليه السلام