سديد الدين محمد عوفى
مقدمهء مصحح 82
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
استعاره و كنايه ؛ لب شمشير هندى فرق اعادى را بوسه دهد / 292 ، تابش آتش غضب جزع او را لعل گردانيده / 398 ، به دود عداوت روى حال او سياه گردانند / 45 توالى سه صفت ؛ پادشاهى را وزيرى بود كامل عاقل فاضل / 43 ، جماعتى از مبطلان بىاعتقاد جاه دوست فتنهانگيز را آن درجه آرزو كردند / 197 ، اگر امير فرمان دهد تا حجامى استاد سبك دست ماهر صنعت بياريم / 321 ، مردى بود پرهيزگار كوتاه دست يزدانپرست / ح 1 / ب 15 ، مردى ظالم متهور نابكار و بى اعتقاد بود ، مردى ظالم ستمگار و سيمدوست خداى ناترس بود / 260 . توالى چهار صفت ؛ زشت بداخلاق مذموم سيرت ميشوم سريرت / 247 ، اين حجام كژدست نااهل ضعيف چشم بطال / 321 ارسال المثل ؛ هرچه در آينه جوان بيند * پير در خشت پخته آن بيند / 251 احمق من هبنقه / 338 ، استراح من لاعقل له / 315 ، مرد آنكس كه او را عقل نيست / 315 ، بد مكن كه بد افتى ، چه مكن كه خود افتى / 124 .