سديد الدين محمد عوفى
مقدمهء مصحح 81
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
سجع مطرف و متوازى ؛ اين همه ناز و نعمت بعد از آنهمه نياز و قلت چگونه بود / ح 2 / ب 15 و طباق . سجع متوازن و متوازى و موازنه و ترصيع ؛ هركس را از اصحاب مكنت كه به دمدمهء موكب و علم و ولولهء لشكر و حشم تير قضا را رد كنند بايد كه اين معانى را محقق باشند و از ظلم و بيدادى تجنب نمايند / 356 سجع متوازى و مطرف ؛ تير پشه نمرود با آن لعين مطرود كرد و سنگ طيرا ابابيل با اصحاب فيل / 356 و تلميح و حل و تضمين . ازدواج ؛ اقداح راحگران شد / ح 4 / ب 15 تشبيه : مگس شيرينى طمع ، پروانهء آتش اميد / ح 4 / ب 15 ، طاير عزم و غدير غدر / 308 و جناس شبه اشتقاق ، آب ملك ، جوى دولت ، سيل ظلم ، طوفان تعدى / 377 و مراعات النظير . تشبيه سر به مشكبهء چهار در روح / 321 ، و تاج خروس به كباب و دو چشم او به دو قرابهء شراب « 1 » / ح 4 / 14 ، روز غنا و شفق الم / ح 3 / ب 15 همه تن چشم شدن ؛ چون ناى عراقى همه تن چشم شده / 78 ، همه تن زبان گشتن ؛ در كاروان حرص چون دراى همه تن زبان گشته / 135 ، يوسف قرص و چاه تنور ؛ بيش يوسف قرص از چاه تنور برنمىآمد / ح 7 / ب 14 كه تشبيه بكرى است براى قحطى و پيدا نشدن نان . درست مغربى ماه / 135 ، تشبيه تشت زر به نرگس و بر سر گرفتن بازرگانان اين تشت را به قرار گرفتن گل نرگس بر روى ساقه از تشبيهات بسيار بديع و بكر عوفى است ؛ بازرگانان چو نرگس تشت زر بر سر گرفته بهمهء اطراف مىروند / 132 ، تشبيه شمشير به قطرهء آب و شعلهء آتش ؛ شمشيرى چون يك قطره آب يا چون شعلهء آتش بگذارد / 397
--> ( 1 ) - ميخورم سرختر از چشم خروس * در شب تيرهتر از پر غراب