سديد الدين محمد عوفى

مقدمهء مصحح 80

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

نهاده / 153 و سجع مطرف ، هر خشك و تر كه داشت همه با تردامنان صرف كرد و از افلاس با لب خشك و ديدهء تر بماند / ح 3 / ب 15 و جمع و تقسيم ، اقداح راح‌گران شد و عقلها سبك / ح 2 / ب 15 ، و ازدواج ، اگر سر وصل ما دارى پاى در خانه نه كه ما سر بر پاى تو نهيم / 249 ، و آبروى خود از براى نان بر ابناى دنيا ريختن به آتش فتنه دين خود را به باد سارى برانگيختن است / 135 و سجع مطرف ، آب سياه مداد سبب سرخ‌رويى دين و دولت گشت / 344 ، تا پايمال دست جهان گشتند و سركوفتهء لشكر حدثان شدند / 357 و سجع و موازنه ، نان چون آبروى كريمان عزيز شد ح 7 / ب 14 و تعبير كنايى سجع و موازنه و ازدواج و ترصيع : سجع مطرف و متوازى ؛ راه‌زنان مفاوز فوز و نجاتند و ربايندگان نقد عزيز حيات / 57 ، و تجنيس اشتقاق سجع متوازى ؛ اگرشان ندهى جنگ كنند و اگر بدهى ننگ كنند / 128 و تضاد . سجع متوازى ؛ اگرشان اندك دهى بيش طلبند و اگر بيش دهى پيش طلبند / 136 و تجنيس خط و تضاد . سجع متوازى و مطرف ؛ زرصورت مس‌سيرت ، زاهدظاهر مفسدسريرت / 153 و جناس شبه اشتقاق و تضاد . سجع مطرف و متوازى و ازدواج ؛ اى طرار بازار تزوير و اى فتان ناپاك شرير / 153 سجع مطرف ؛ در جفت افكنى طاق و در قيادت يگانهء آفاق / 257 و تضاد و ايهام تناسب . سجع متوازن و ازدواج ؛ نه ظلم آنها در تخريب اسباب ايشان اثرى بود و نه عدل اينها را در محافظت خدم و حشم ايشان مددى / 377 و تضاد . سجع متوازن ؛ شك نيك نيست كه اسراف مبذر كنوز اموال و مخرب قصور اعمارست . سه سجع در يك جمله / مقدمهء باب 15