سديد الدين محمد عوفى
مقدمهء مصحح 63
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
از ملوك عجم كسى مثل اين كرده است يا از خلفاى بنى اميه و عباسيان برين جمله كارى پرداخته ) . از مقايسهء دو قسمت بالا نتيجه مىشود كه صاحب جوامع الحكايات مطلب را از قول خواجه احمد حسن نقل مىكند در حالى كه در بيهقى بو نصر مشكان قائل آنست و نيز عوفى كه حكايات كثيرى از احوال شاهان عجم را در تأليف خود روايت كرده و به احوال ايشان آگاه است اين عبارت بيهقى را : ( از ملوك عجم كه از ما دور تر است خبرى نداريم ) به اين صورت تصرف نموده است : ( و هرگز در هيچ تاريخ اين مطالعه نيفتاده است كه از ملوك عجم كسى مثل اين كرده است ) . در دنبال اين بحث باز قول عوفى با بيهقى متفاوت است وى پيغام خواجهء وزير را اول و تدبير بو نصر مشكان را در باب پس دادن صلاتى كه دريافت كرده است پس از آن آورده است ، در حالى كه در بيهقى نخست سخن از قول بو نصر است و آنگاه پيغام سخت و بىمحاباى خواجه احمد حسن . و به جاى تسبيب كردن و يكسوار كه مستعمل بيهقى است عوفى طلب كردن و يكسواره استعمال كرده است و آنجا كه بيهقى از قول بو نصر مشكان مىگويد : ( از آن من آسان است كه بر جاى دارم و اگر ندارمى تاوان توانمى داد ) او خيلى مختصر گفته است : ( كار من آسان است ) . و نيز كلمات حاكى از حيرت و تأسف بو نصر را كه بيهقى نوشته : ( و ندانم تا كار كجا باز ايستد كه اين ملك رحيم و حليم و شرمگين را به دو باز نخواهند گذاشت چنان كه بر وى كار ديده آمد و اين همه قاعدهها بگردد و تا عاقبت چون باشد ) وى ناديده گرفته است . پس از پيغام گزاردن بو نصر به سلطان باز او از تعبير زيبا و رساى ( وزراء السوء ) بيهقى كه مشاورين بد سلطانند چشم پوشيده و عبارت را دگرگون ساخته است . بيهقى : ( و سود نداشت كه وزراء السوء كار را استوار كرده بودند ) عوفى : ( چون اين معنى را در ضمير سلطان مستحكم كرده بودند هيچ سود نداشت ) و دو سه جملهء متعاقب آن را هم نسبت به اصل به اختصار ذكر نموده و لغات ( پوشيده ) و ( معتمد ) را : ( و استادم بو نصر چون به خانه باز