سديد الدين محمد عوفى

493

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

گذاشته « 1 » بمشية اللّه و عونه « 2 » . حكايت ( 1 ) [ سبب مرگ كنيزك پيمان‌شكن امين خوابى بود كه پس از مرگ امين و ازدواج آن دختر با مأمون ديده بود ، ] آورده‌اند كه امير المؤمنين « 3 » محمد امين كنيزكى داشت غادره نام كه در حسن و جمال و لطف و كمال در عالم همال « 4 » نداشت ، رويى « 5 » چون باغ ارم خرم و زلفى « 6 » چون سر پرچم پرخم « 7 » ، و محمد امين به جان دلخواه او بود و به دل شيفتهء روى چون ماه او « 8 » و از غايت محبت « 9 » هرگاه كه زمانى با وى به خلوت « 10 » بنشستى گفتى كه من عظيم خايفم كه « 11 » اگر دست تمتّع من به تيغ اجل از دامن « 12 » جمال « 13 » تو كوتاه گردد تو عرضه استمتاع « 14 » برادران « 15 » من گردى و « 16 » ترا به مال و جاه بفريبند « 17 » و در ربقهء نكاح خود آرند « 18 » . و غادره ، سوگندان مىخورد « 19 » كه اگر عياذا بالله روزى امير المؤمنين « 20 » ازين عالم غدار ناپايدار رحلت فرمايد هرگز ذكر هيچ مخلوق گرد ضمير من نگردد بلكه به تكلّف و تنوّق بكوشم « 21 » تا اين « 22 » هماى روح « 23 » قفس قالب « 24 » بشكند مگر به مطار خدمت امير المؤمنين « 15 » برآيد ، چه جاى تمتّع و تنّعم است كه ديده آب « 25 » را به جاى خواب در دل مردم خود « 26 » قرار دهد « 27 » ، چشمى كه به سعادت مشاهدهء امير المؤمنين استيناس يافته باشد به روى كه باز شود ، و گوشى كه از الطاف « 28 » جان‌پرور

--> ( 1 ) بنياد : نگذارند ( 2 ) بنياد - بمشيته اللّه و عونه ، متن و مپ 2 - و اين رباعى درين . . . مهمل نگذاشته بمشية اللّه و عونه ( 3 ) بنياد - المؤمنين ( 4 ) مج : مثال ( 5 ) مج : روى ( 6 ) مج : زلف ( 7 ) بنياد : سرو در چمن مكرم ( 8 ) بنياد - و به دل . . . ماه او ( 9 ) بنياد : لطافت + او ( 10 ) بنياد - به خلوت ( 11 ) بنياد - كه ( 12 ) مج - دامن ( 13 ) بنياد : از دامن جمال تو به تيغ اجل ( 14 ) بنياد - استمتاع ( 15 ) بنياد : برادران ( 16 ) بنياد + او ( 17 ) بنياد : بفريبد ( 18 ) بنياد : آرد ( 19 ) بنياد : سوگند خوردى ( 20 ) بنياد - المؤمنين ( 21 ) بنياد - بلكه به . . . بكوشم ( 22 ) بنياد - اين ( 23 ) بنياد + من ( 24 ) بنياد : كالبد ( 25 ) بنياد : ديدهء آن ( 26 ) بنياد : در دل خود مرا ( 27 ) مج + تا خود مثل آن بى قرار بدهد ( 28 ) بنياد : لطافت