سديد الدين محمد عوفى
471
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
خواهد « 1 » كرد « 2 » . چون به درگاه راى « 3 » رفت و راى به بارگاه آمد و در صفّهء بار « 4 » بنشست و پرده برداشتند « 5 » استاد ديباباف پيش تخت رفت و جامه عرضه داشت « 6 » . چندانكه « 7 » جامه را از طى باز كردند و حسن صنعت « 8 » و لطف آن نسيج بديدند « 9 » حيران شدند و بر تناسب آن صورت غريب و تقارب آن نقوش بديع تحسين « 10 » ها كردند . پس راى از او سؤال كرد كه اين جامه سخت خوب « 11 » پرداختهاى ، اكنون بگوى كه اين جامه « 12 » را به چه كار « 13 » شايد و بر كجا نيكو آيد ؟ آن مرد « 14 » گفت « 15 » : بفرماى تا اين جامه را « 16 » در جامه خانه نهند تا روزى كه ترا وفات رسد اين جامه « 17 » بر « 18 » صندوق تو اندازند . راى ازين سخن برنجيد « 19 » و بفرمود تا « 20 » آن جامه را بسوزانند « 21 » و آن مرد را به سياستگاه برند و زبان او « 22 » از پس « 23 » قفا بكشند . مرد « 24 » دزد آنجا ايستاده بود و « 25 » آن احوال « 26 » را مشاهده مىكرد ، چون حكم راى بشنيد بخنديد . راى را نظر بر خندهء او افتاد . او را در پيش خود « 27 » خواند « 28 » و از سبب خندهء او پرسيد . مرد گفت : اگر مرا به گناه ناكرده « 29 » عقوبت نفرمايى و به مجرد قصد و عزم بر ارتكاب جنايت مؤاخذت نكنى صورت
--> ( 1 ) متن و مپ 2 - خواهد ( 2 ) مپ 2 : كند ( 3 ) مپ 2 + هند ( 4 ) مپ 2 - در صفه بار ( 5 ) مپ 2 - و پرده برداشتند ( 6 ) مپ 2 : عرض كرد ( 7 ) مپ 2 - چندانكه ( 8 ) متن : صفت ، مپ 2 - و حسن صفت ( 9 ) مج + جمله ( 10 ) متن : نسخت ( 11 ) مپ 2 : بغايت نيكو ( 12 ) مج + چه كار ( 13 ) مج - به چه كار ( 14 ) متن - مرد ( 15 ) مج + كه اين را ( 16 ) متن و مج - اين جامه را ( 17 ) متن و مج + را ( 18 ) مج + سر ( 19 ) مج : بغايت رنجيده + و بدين كلمه در غره روز نظير كرد ( 20 ) مج : كه ( 21 ) مپ 2 و مج : بسوزند ( 22 ) مج + را ( 23 ) مپ 2 - پس ( 24 ) مج - مرد ( 25 ) مپ 2 - آنجا ايستاده بود ( 26 ) مپ 2 - احوال ( 27 ) مج - خود ، مپ 2 - در پيش خود ( 28 ) مپ 2 : بخواند ( 29 ) مج : راه ناكرد