سديد الدين محمد عوفى

470

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

را تمام كند و از كارگاه فرو گيرد . دزد با خود گفت : موجود را از دست نبايد داد و بافته را رها نبايد كرد ، صواب آنست كه ساعتى اينجا « 1 » مقام كنم چندان‌كه « 2 » مرد ديباباف اين « 3 » جامه از كار فروگيرد و بخسبد من فرصت « 4 » به « 5 » غنيمت دارم و « 6 » جامه را از وى ببرم . پس به حيلتى كه توانست در اندرون كارگاه او آمد و در گوشه‌اى « 7 » مختفى « 8 » بنشست . مرد استاد « 9 » ديباباف هر تارى « 10 » كه در « 11 » پيوستى گفتى : اى زبان به تو استعاذت مىكنم و از تو استعانت مىطلبم كه دست از « 12 » من بدارى « 13 » و سر مرا در تن نگاه دارى . همه شب با زبان درين مناجات بود و دزد منتظر آن كه مگر « 14 » جامه ببرد . مرد « 15 » همه شب در اين حالت و مقالت بسر برد « 16 » چندان‌كه « 17 » ديبا را تمام كرد و از كارگاه فرو گرفت و آن را نيكو درپيچيد « 18 » و از « 19 » آن پرداخته شد « 20 » طلايع صبح صادق « 21 » از جانب مشرق رسيده « 22 » بود و عالم ظلمانى نورانى گشت . دزد از خانه بيرون آمد و بر سر كوى منتظر بنشست ، چندان‌كه مرد از عبادت « 23 » معهود « 24 » خود بپرداخت جامه برداشت و عزم سراى راى « 25 » كرد . دزد در عقب او مىرفت تا معلوم كند كه تيغ زبان او چه گوهر ظاهر

--> ( 1 ) متن و مپ 2 : آنجا ( 2 ) مپ 2 + آن ( 3 ) متن و مپ 2 : آن ( 4 ) مج + اختفا و استتار ( 5 ) مج - به ( 6 ) مپ 2 - من فرصت . . . و ( 7 ) مپ 2 - در گوشه‌اى ( 8 ) متن و مپ 2 : مخفى ( 9 ) مپ 2 - استاد ( 10 ) متن : و مپ 2 تاره ( 11 ) مپ 2 : درو ، مج - در ( 12 ) متن و مج + سر ( 13 ) مج : براندارى ( 14 ) مج - مگر ( 15 ) مج - مرد ( 16 ) مپ 2 - و دزد منتظر . . . مقالت بسر برد ( 17 ) مج + آن ( 18 ) مج : نيكو پيچيده + و مرزر كرد ( 19 ) مج : چندان‌كه ، بنياد ، چنان‌كه از ( 20 ) مپ 2 - و از آن پرداخته شد ( 21 ) متن و مپ 2 + سر ( 22 ) مپ 2 : برآورده ( 23 ) مپ 2 و مج : عادت ( 24 ) بنياد - معهود ( 25 ) مپ 2 : خانه خود