سديد الدين محمد عوفى
449
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
نشد « 1 » و امير در آن انديشه مانده بود و كار ساخته « 2 » تا « 3 » به نفس خود لشكر كشد « 4 » . روزى با وزير خود « 5 » ابو الفضل بلعمى درين معنى مفاوضت مىفرمود . ابو الفضل گفت كه كار سنجان را چندان عظمت « 6 » نمىبايست نهاد و آنرا به نوعى ديگر تدارك ممكن بود . امير اسماعيل نصر بن احمد ( ؟ ) متغير شد و گفت اين سخن چه لايق خردمندان و وزرا است كه مىگويى ؟ و در وصاياى اردشير نخواندهاى كه پادشاه بايد اول « 7 » انديشهء تخت كند پس انديشهء آن « 8 » صفّه كه تخت در وى بود ، پس انديشهء آن سراى كه « 9 » بار در آنجا باشد ، پس انديشهء آن شهر كه آن سراى درو بود ، پس انديشهء « 10 » ولايت و رعيت « 11 » كه آن شهر بديشان آبادان باشد . و هر چند كه « 12 » به وى نزديكتر همت و انديشهء او بايد كه به دو « 13 » بيشتر « 14 » مصروف « 15 » باشد . و اگر من كار سنجان كه در جوار من است خوار دارم از كرمان و غزنين و بلاد دور دست چه « 16 » طمع دارم « 17 » ؟ و در « 18 » آن حدود هر كس « 19 » همين تمنّا در سرش « 20 » افتد « 21 » . پس اين كرّت « 22 » لشكرى « 23 » خواهم فرستاد كه ده چون « 24 » سنجان « 25 » بدان گشاده شود . و اگر عياذا بالله بىمراد بازگردد « 26 » بار ديگر « 27 » خود « 28 » روم به دفع آن مهم « 29 » تا آن عاصى را بهدست آرم و الا در آن فرو شوم و « 30 » ازين انفت « 31 »
--> ( 1 ) مج ، آن شد ( 2 ) مج : مىساخته ( 3 ) متن - تا ( 4 ) متن : كشيد ، مپ 2 - و غرض بحاصل . . . لشكر كشد ( 5 ) مج - خود ( 6 ) مج : عظم ( 7 ) متن و مپ 2 و بنياد - ديگر تدارك ممكن . . . پادشاه بايد اول ( 8 ) متن و مپ 2 - آن ( 9 ) مج + صفه ( 10 ) متن و مپ 2 - كه آن سراى . . . انديشهء ( 11 ) مج : رعيت و ولايت ( 12 ) مج - كه ( 13 ) متن : پايدارتر و ، مج : كه بر آن ( 14 ) مپ 2 - بيشتر ( 15 ) مپ 2 + تر ( 16 ) متن - چه ( 17 ) متن : دارند ( 18 ) متن : جز ( 19 ) مج + را ( 20 ) مج : سر ( 21 ) مپ 2 - و در آن . . . افتد ( 22 ) مپ 2 + ديگر ( 23 ) متن و مپ 2 : لشكر ( 24 ) متن و مپ 2 - ده چون ( 25 ) متن + ده ( 26 ) مپ 2 : بازگردند ( 27 ) مپ 2 - بار ديگر ( 28 ) مپ 2 + به نفس خود ( 29 ) مپ 2 - بدفع آن مهم ( 30 ) مج : تا ( 31 ) بنياد : كه از آن آفت